درباره کتاب
کتاب «زندگینامه برتراند راسل به قلم خودش» اثری استثنایی و شخصی از یکی از برجستهترین فیلسوفان، ریاضیدانان و نویسندگان قرن بیستم است. این کتاب توسط برتراند راسل، برندهی جایزهی نوبل ادبیات، به رشتهی تحریر درآمد و نخستینبار در سال۱۹۶۷ (۱۳۴۴) در سه جلد منتشر شد. جلد اول از تولد تا پیش از جنگ جهانی اول. جلد دوم از آغاز جنگ جهانی اول تا ۱۹۴۴ و جلد سوم از ۱۹۴۴ تا سال ۱۹۶۷.
ترجمهی کتاب به فارسی در سال ۱۳۷۷ به دست توانای احمد بیرشک انجام و توسط نشر خوارزمی منتشر شد. این کتاب قطور با بیش از ۱۰۰۰ صفحه، در ترجمه به صورت تکجلد منتشر شده است. کتاب ۱۷ فصل دارد و در هر فصل در کنار روایت بخشی از زندگی راسل، نامهها، مصاحبهها، مقالات یا دستنوشتههای او مربوط به همان دوران را میخوانیم.
انتشار کتاب در انگلیس همزمان بود با اوج شهرت جهانی راسل، که بهعنوان یکی از روشنفکران پیشرو قرن بیستم شناخته میشد. همین موضوع باعث شد زندگینامهاش تنها یک متن شخصی نباشد، بلکه به نوعی سندی تاریخی از تحولات فکری و سیاسی قرن بیستم بدل شود. کتاب به دلیل صداقت و شجاعت راسل در بیان ضعفها، شکستها و حتی جنجالهای زندگیاش ستایش شد. البته برخی منتقدان او را متهم کردند که در روایت برخی روابط شخصی یا دیدگاههای سیاسی، جانبدارانه سخن گفته است.
از حاشیههای جالب این اثر، توجه رسانهها به بخشهایی از زندگی خصوصی راسل بود که در آن زمان غیرمعمول یا حتی رسواییآفرین تلقی میشد. با این حال، همین جنبهها باعث شد کتاب بیش از یک متن تحلیلی، فلسفی خوانده شود و مخاطبان عام هم به سراغش بیایند. به طور کلی، این زندگینامه به مثابه گفتوگوی راسل با آیندگان است؛ تلاشی برای آنکه هم زندگی فردی و هم آرمانهای فکریاش به یادگار بماند.
از ویژگیهای بارز این کتاب، نثر پرکشش، صادقانه و پرانرژی راسل است. او با زبانی جذاب، صریح و در عین حال تأملبرانگیز، خواننده را با خود در مسیر زندگیاش همراه میکند. نوشتههای او ترکیبی از خردورزی، انساندوستی و طنز ظریفی است که مطالعهی کتاب را به تجربهای لذتبخش تبدیل میکند
بریده خواندنی
«در همان سالی که به آلمان رفتم، حکومت مرا به نروژ فرستاد به امید اینکه نروژیان را به ورود در اتحادی علیه روسیه وادارم. جایی که به آن فرستاده شدم ترونهیم بود. هوا طوفانی و سرد بود. قرار بود با هواپیماهای دریایی از اسلو به ترونهیم برویم. وقتی که هواپیمای ما بر آب نشست، مسلم شد که اشکالی در کار است اما هيچ يك از ما که در هواپیما بودیم نمیدانست چه خبر است. در هواپیما نشسته بودیم که آن آرام آرام در آب فرورفت. قایقهای کوچکی در اطراف هواپیما گرد آمدند و در دم به ما گفته شد که به دریا بپریم و به طرف یکی از قایقها شنا کنیم ـ و همه کسانی که در قسمت من بودند این کار را کردند. بعداً مستحضر شدیم که هر نوزده مسافری که در قسمتی از هواپیما بودند که سیگار کشیدن در آن ممنوع بود کشته شده بودند. وقتی که هواپیما به آب خورده بود سوراخی در آن بوجود آمده و آب با شدت وارد آن شده بود. در اسلو به دوستی که میخواست در هواپیما جایی برایم بگیرد بشوخی گفته بودم جایی بگیرد که در آن بتوان سیگار کشید؛ گفتم اگر نتوانم سیگار بکشم خواهم مرد». تصادفاً این حرف درست از آب در آمد. همه کسانی که در قسمت سیگار کشیدن مجاز هواپیما بودند از مقر اضطراری که من در کنارش نشسته بودم خود را به دریا افکندند. همه ما به طرف قایقهایی شنا کردیم که جرأت نمی کردند به هواپیما نزديك گردند مبادا که به هنگام فرورفتن آن به وسیله آب مکیده شوند. قایقها پاروزنان ما را در چند کیلومتری ترونهیم به خشکی رساندند و از آنجا کسانی مرا با اتومبیل به مهمانخانهام بردند. همه نسبت به من کمال مهربانی را داشتند و در انتظار خشك شدن لباسهایم مرا به رختخواب بردند. حتی گروهی از دانشجویان، کبریتهای مرا يكي يكي خشك كردند. پرسیدند که آیا چیزی میخواهم؛ جواب دادم: بله يك ليوان مشروب قوی و يك فنجان بزرگ قهوه». دکتری که در همین لحظه سر رسید گفت که جواب من کاملا درست بوده است. ولی روز یکشنبه بود و در نروژ مهمانخانه ها مجاز نیستند که در این روز مشروب بدهند و من از این امر خبر نداشتم ولی چون نیاز طبی بود ایرادی گرفته نشد. وقتی که کشیشی در انتظار خشک شدن لباسهایم جامه های کشیشی به من پوشانید موجب تفریح خاطر شد. هر کسی از من سؤالی میکرد؛ حتی از کپنهاگ با تلفن سؤالی شد؛ پرسید: «وقتی در آب بودید درباره عرفان و منطق هم فکر میکردید؟» گفتم «نه» سؤال کننده با اصرار پرسید: «پس درباره چه فکر میکردید؟» گفتم: «درباره اینکه آب سرد بود.» و گوشی را گذاشتم.
سخنرانی من حذف شد زیرا کسی که قرار بود ریاست جلسه را بر عهده داشته باشد غرق شده بود.»
(ص ۷۹۶ و ۷۹۷)
احمد بیرشک
مترجمین
زندگینامه احمد بیرشک
احمد بیرشک (۱۲۸۵-۱۳۸۱) یکی از مترجمان مشهور فارسی بود که در زمینههای مختلفی از جمله ریاضی، تاریخ علم و تقویمنگاری فعالیت داشت. بیرشک در دوران کودکی نزد پدرش آموزشهای پایه و زبان فرانسوی و کمی روسی را فراگرفت. او در سال ۱۳۰۸ به دارالمعلمین عالی در رشتهی ریاضیات تحصیل کرد و سپس به خدمت وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه درآمد.
بیرشک در طول زندگی حرفهای خود، برای مطالعه در مورد سیستمهای آموزشی به کشورهای مختلفی از جمله فرانسه، انگلستان و آمریکا اعزام شد. وی همچنین در تألیف دانشنامه بزرگ فارسی، دانشنامه ایرانیکا، فرهنگ کامل انگلیسی-فارسی، فرهنگنامه کودکان و نوجوانان و دانشنامه ایران و اسلام همکاری داشت.
او در سال ۱۳۲۷ با همکارانش اولین مدرسه هدف (مخفف هنر، دانش و فرهنگ) را بنیان نهاد و تا سال ۱۳۵۸ بیش از ۱۶ هزار دانشآموز دیپلمه تربیت کرد.
درباره احمد بیرشک
احمد بیرشک، مترجم، ریاضیدان، تقویمنگار و پژوهشگر تاریخ علم بود. وی در سال ۱۳۴۱ از سوی دکتر پرویز ناتلخانلری، وزیر فرهنگ آن دوره، به معاونت وزارت فرهنگ رسید. یکی از مهمترین آثار بیرشک، گاهنامه تطبیقی سه هـزار سـاله است. وی با دیدن جزوهای از درس معلم علوم اجتماعی متوجه به کار بردن تاریخ مـیلادی، هـجری شمسی و هجری قمری در یک جـمله شـد و به فکر تـنظیم جـدولی افتاد که در آن تبدیل تـاریخها بـه یکدیگر را نشان دهد و از این راه کار معلم و محصل را آسان کند. این کار را هم با شـایستگی انـجام داد و در این باره میگوید: «ما امیدوار هستیم کـه واقـعاً روزی برسد کـه تـمام تـاریخهایمان غیر از تاریخهای دینی را بـه شمسی یاد کنیم.» از دیگر کارهای ماندنی بیرشک تأسیس «بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی» است. وی علاوه بر دانشنامهی بزرگ فارسی، در تألیف دانشنامه ایرانیکا، فرهنگ کامل انگلیسی - فارسی تألیف عباس آریانپور و منوچهر آریان پور، فرهنگنامه کودکان و نوجوانان و دانشنامه ایران و اسلام، نیز همکاری داشتهاست. مجموعه آثار احمد بیرشک بیش از ۱۱۸ عنوان گزارش شده که حدود ۵۴ مورد از آنها کتاب درسیاند. مشهور است که ایشان در سن نودسالگی، روزانه بیست ساعت کار میکردهاند! وی در سن ۹۵ سالگی درگذشت. آیت الله خامنهای درباره خصوصیات بیرشک میگوید: «خدا رحمت کند آقای احمد بیرشک را. نمیدانم شماها با ایشان آشنا بودید یا نه؟ پیرمرد جالبی بود. ما پیریِ ایشان را دیدیم و درک کردیم؛ اگرچه از نوجوانی با اسم و کتابهای ایشان در مدرسه آشنا بودیم. پیرمرد در نود و چند سالگی، پُر تحرک و پُرتلاش بود. من از او خیلی خوشم میآمد. ایشان با من هم ملاقات کرده بود. این پیرمرد مثل یک جوان، جوانها را توصیه کرد به درس خواندن و علم آموختن. ببینید یک پیرمردِ معتقد به علم و پیشرفت علمی و تحرک جوانها، یک جمله حرفش میتواند یک عالم تأثیر بگذارد.»
جوایز احمد بیرشک
- کتاب زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی استاد احمد بیرشک به عنوان دومین کتاب زندگینامه مفاخر ایران توسط این انجمن منتشر شده است.
- احمد بیرشک در سال ۱۳۷۷ از رییسجمهور، لوح تقدیر دریافت کرد و به عنوان استاد نمونه شناخته شد.
- وی از دانشگاه شهید بهشتی دکتری افتخاری ریاضیات دریافت کرد.
- بیرشک در فروردین ۱۳۸۱ نشان دولتی درجه یک دانش را از دفتر ریاست جمهوری دریافت نمود.
- در تاریخ ۲۹ مهر ۱۳۷۸ آیین بزرگداشت احمد بیرشک از سوی انجمن مفاخر فرهنگی ایران برگزار شد.
- مراسم بزرگداشت احمد بیرشک در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۸۲ در فرهنگسرای مدرسه برگزار شد.


