روي مدودف
نویسنده
روي مدودف يك فعال سیاسی كمونيست بود كه به تفكرات سوسياليستي نیزعلاقه زيادي داشت.
درباره روي مدودف
زندگينامه روي مدودف
روي مدودف، در سال ۱۹۲۵ در تفليس به دنيا آمد و در خانوادهای بلشویک رشد کرد. در جوانی به دانشگاه سنپترزبورگ رفت و آنجا فلسفه خواند. او از پژوهشگران و روزنامهنگاران تحقيقي اتحاد جماهير شوروي سابق بود كه اقدام به نگارش كتابهايي در همين موضوع كرد. روی یک برادر دوقلو به نام ژورس داشت که زیستشناس بود اما همچون برادر، فعالیت سیاسی میکرد و در نوشتن بعضی از کتابهای تاریخی روی نیز، با او همکاری داشت. او در دهه ۱۹۷۰ به خاطر فعالیتهایش به انگلیس تبعید و تابعیت شوروی از او گرفته شد. ژورس تا آخر عمر در انگلیس زندگی کرد اما روی با وجود سختیها در شوروی ماند و به مبارزاتش ادامه داد. چیزی كه سبب شد روی مدودف مخالف سیاسی استالین و منتقد استالینیسم شود بیش از همه، تجربهی زيستهی او بود. پدر او کمونیست بود و در جریان پاکسازیهای استالینی بازداشت و به اردوگاههای کار اجباری در سیبری تبعید شد. مدتی بعد نیز خبر دادند که او در تبعید درگذشته است. این تجربه سبب شد روی با واقعیتهایی مواجه شود که بعدا بخواهد با نگارش كتابهايي چون «در دادگاه تاریخ» از آنها برای همه بنویسد. او بعد از انتشار كتابش در نقد استالين، از حزب كمونيست اخراج شد و تحت نظارت قرار گرفت. با این حال او در این دوران فعالیتش را به عنوان نویسنده آزاد ادامه داد و کتابهای دیگری هم نوشت. بعدها وقتي گورباچف اصلاحات در شوروی را آغاز كرد، روی دوباره عضوحزب كمونيست شد و مقاماتي نيز به دست آورد. البته ديگر دير شده بود و خیلی زود فروپاشي اتفاق افتاد. از مهمترين كتابهاي او علاوه بر در دادگاه تاریخ، ميتوان به همه مردان استالین، انقلاب اكتبر، پرسشي از جنون، استالین ناشناخته: زندگی، مرگ و میراث او و… اشاره كرد.
درباره روي مدودف
روي مدودف يك فعال سیاسی كمونيست بود كه به تفكرات سوسياليستي نیزعلاقه زيادي داشت. او بعد از اعاده حيثيت سياسي از پدرش، که در پاکسازیهای استالینی کشته شده بود، به عضویت حزب کمونیست درآمد و به فعاليت سياسي در اين عرصه پرداخت و البته فعاليتهايش همراه با نقادي بود. او و برادر دوقلويش به مطالعه در جنبههاي مختلف علوم اجتماعي علاقه وافري داشتند و از سنین پایین به اين حوزه روي آوردند. روی و همفکرانش جزو جناح اقليت و اصلاحطلب حزب كمونيست بودند. ماهيت نگاه او، در نامهاي كه با برخي از این همفكران در سال ۱۹۷۰ به كميته مركزي حزب ارسال كرد، مشخص است. او در آن نامه، برنامههايي را براي اصلاح سیستم، پیشنهاد كرده بود. اين نامه معروف به نامهی «سه دانشمند» در روزنامه لوموند فرانسه منتشر شد و سر و صداي زيادي به راه انداخت. با راه افتادن محاکمات سیاسی و گسترش شکنجه و آزار، روی چارهاي نداشت جز اينكه يا براي هميشه سکوت كند و کنار بنشیند يا در ميدان حضور داشته باشد و نقدهاي خودش را دنبال كند و عواقبش را هم بپذیرد. او راه دوم را دنبال كرد و این برایش گران تمام شد. اخراج از حزب، اخراج از محل کار، تغییر شهر محل زندگی و قرار گرفتن زیر نظارتی دائمی، پیامد این انتخاب بود.

