در دادگاه تاریخ

روي مدودف

سال چاپ ۱۳۶۰
تعداد صفحه ۸۱۶
تعداد تجدید چاپ ۲
شابک ۹۷۸-۹۶۴-۴۸۷-۱۵۳-۵

درباره کتاب

روی مدودف نگارش «در دادگاه تاريخ» (Let History Judge) را که موضوع آن افشاگری درباره­ی استالین و روش حکومت اوست، در سال ۱۹۶۸ ميلادي به پايان رساند. او بعد از اتمام کتاب و پیش از انتشار، تصمیم گرفت آن را برای نقد و بررسی نزد دو گروه بفرستد. یکی برای دوستانش تا در جريان نقدهاي آن‌ها قرار بگيرد كه اگر مشكلي وجود داشت، نسبت به حل آن اقدام كند و دیگری به كميته مركزي حزب كمونيست، تا به نوعي اجازه انتشار آن را صادر كنند. مرحله اول به خوبی انجام شد اما در مرحله دوم کار به مشکل خورد. حزب اجازه انتشار به کتاب نداد و درباره­‌ی درز کردن کتاب به خارج از کشور به مدودف هشدار داد. با این حال خیلی زود نسخه­‌ی غیرنهایی و تصحیح‌­نشده‌­ی کتاب به خارج از کشور درز کرد و سال ۱۹۶۹ توسط مخالفان حکومت وقت، در آلمان منتشر شد. به دنبال این اتفاق -گرچه خلاف میل مدودف رخ داده بود- او از حزب اخراج شد و تحت فشار قرار گرفت. دو سال بعد اما این خود مدودف بود که نسخه­‌ای از کتاب را به صورت مخفیانه به آمریکا فرستاد تا منتشر شود. برای همین اولین نسخه‌ی ­رسمی کتاب در خارج از شوروی منتشر شد و بیست سالی طول کشید تا فضای شوروی بازتر شود و کتاب در خود کشور اجازه­‌ی انتشار بگیرد.

ايده اوليه نگارش این کتاب، از سال ۱۹۵۶ در ذهن مدودف زده شد. ولي شش سالي طول كشيد تا او به طور منظم كار روي کتاب را شروع كند و شش سالی طول کشید تا کتاب کامل نوشته شود. در واقع از شکل­‌گیری ایده تا اتمام نسخه نهایی، ۱۲ سال به طول انجامید. مدودف برای نوشتن این کتاب، همه درهاي تقاضاي رسمي و منابع رسمي را به روي خودش بست و به طور مستقل شروع به جمع‌آوري اطلاعات كرد. تنها داشته او برای استخراج اطلاعات يك ضبط­‌صوت بود. او همه محتوای کتابش، از جمله اطلاعات شفاهی و غیررسمی، خاطرات، دست­‌نوشته‌­ها، اطلاعات زیراکسی، داستان‌ها و افسانه‌هايي كه بين مردم درباره روزگار استاليني وجود داشت و… را با کمک همین ضبط صوت جمع‌آوري كرد. در نهايت او كتابي فراهم آورد كه البته موضوعش استالين بود، ولي بيشتر درباره اداره اتحاد جماهير شوروي سابق توسط نظام استاليني نگارش شده بود؛ به واقع او فقط مستندات تاریخی را جمع آوری نکرده بود بلکه فرآيند اداره شوروی را هم بررسي كرده بود.

رابرت کانکوئست مورخ انگلیسی و نویسنده‌ی کتاب وحشت بزرگ
این نخستین تلاش کامل از سوی یک روس برای پرداختن به دوره¬ی استالین است. این کتاب تا کنون (در ۱۹۷۱) مفصل‌ترین گزارش از خطاها و وحشت‌های استالینیسم را ارائه می‌دهد. (منبع: تایم)
هریسون سالزبری روزنامه‌نگار و نویسنده نیویورک تایمز
نقطه عطفی در درک نزدیک به پنجاه سال تاریخ روسیه. (منبع: نیویورک تایمزبوک ریویو)
پاتریشیا بلیک روزنامه‌نگار آمریکایی
خوانندگان شگفت‌زده شدند. چگونه یک شهروند شوروی در داخل روسیه توانسته اثری با این حجم از مستندات، دقت علمی و روایت‌های زنده از فجایع استالین را تولید کند؟ در غرب، هیچ اثری از نظر گستردگی با آن قابل مقایسه نیست. (مجله تایم. جون ۱۹۸۹)
ژان النشتين مورخ سرشناس حزب كمونيست
از اين كتاب ۶۱۰ صفحه‌اي، محتويات ۵۶۰ صفحه‌اش بازگويي واقعيات تلخي است كه در مجموع از آن‌ها بي‌خبر نبوده‌ايم.

بریده خواندنی

جای شگفتی نیست که در سال ۱۹۲۲ استالین با خشونت و پست­‌طبعی معمولش… سعی کرد لنین را منزوی کند و نگذارد خبرهای مربوط به مسائل جاری حزب و اختلاف نظرهای موجود در این­‌باره به او برسد. او همه این کارها را به بهانه رعایت حال مزاجی لنين انجام داد. استالين حتى كوشيد مكالمات لنين و زنش را کنترل کند و به همین مناسبت با خشونت همیشگی‌اش با «کروپسکایا» رفتار کرد. نامه زیر که در ۲۳ دسامبر ۱۹۲۲ از طرف کروپسکایا برای کامنف در پولیت بورو نوشته شده است این واقعیت را آشکارا نشان می­‌دهد:

«لئون بروسوویچ!{کامنف} به دنبال نامه کوتاهی که ولادیمیر ایلیچ {لنین}، با اجازه پزشکان به من دیکته کرد استالین دیشب با خشمی شدید و بی­‌سابقه با من روبه‌رو شد. من که همین دیروز وارد حزب نشده‌­ام. طی این سی سال، من هرگز سخن درشتی از هیچ رفیقی نشنیده­‌ام. امور مربوط به حزب و امور مربوط به لنین برای من به­‌قدر استالین اهمیت دارد. من امروز به حداکثر خونسردی نیاز دارم. آنچه را می‌­توان -و آنچه را نمی­‌توان – با ایلیچ مورد بحث قرار داد، من از هر پزشکی بهتر می­‌دانم چون می­‌دانم چه چیزهایی او را عصبی می‌کنند و چه چیزهائی او را عصبی نمی­‌کنند. به هر حال این را از استالین بهتر می­‌دانم. من به شما و به گریگوری به عنوان رفقای قدیمی ولادیمیر ایلیچ رو می­‌کنم و از شما تقاضا دارم در مقابل دخالت‌­های خشونت آمیزی که در زندگی خصوصی من می­‌شود در مقابل زخم زبان‌­های زشت و تهدیدات کثیفی که به سویم سرازیر است مرا حفظ کنید… به هر حال من نه توان و نه وقت آن را دارم که صرف این دعوای احمقانه کنم…»

لنین از نزاع بین استالین و کروپسکایا در آغاز مارس ۱۹۲۳… باخبر شد. لنین که از پستی استالین به خشم آمده بود منشی‌اش را احضار کرد و با آنکه بیش از دو ماه از ماجرای این نزاع می­‌گذشت نامه زیر را به او دیکته کرد:

«رفیق استالین عزیز

شما بی­‌­ادبی را به جایی رساندید که زن مرا پای تلفن خواستید و به او توهین کردید… من قصد ندارم به این آسانی این نوع اقدامات توطئه‌­آمیز علیه شخص خودم را فراموش کنم و ناگفته پیداست که من هر کاری علیه زنم را کاری علیه خودم تلقی می­‌کنم به این دلیل از شما می­‌خواهم روشن کنید آیا آمادگی دارید آنچه را که گفته‌­اید پس بگیرید و معذرت بخواهید یا ترجیح می‌­دهید هر گونه روابط بین ما قطع شود؟»

دریافت نمونه کتاب
روي مدودف
نویسندگان
روي مدودف

زندگينامه روي مدودف

روي مدودف، در سال ۱۹۲۵ در تفليس به دنيا آمد و در خانواده­ای بلشویک رشد کرد. در جوانی به دانشگاه سن‌پترزبورگ رفت و آنجا فلسفه خواند. او از پژوهشگران و روزنامه‌نگاران تحقيقي اتحاد جماهير شوروي سابق بود كه اقدام به نگارش كتاب‌هايي در همين موضوع كرد. روی یک برادر دوقلو به نام ژورس داشت که زیست­شناس بود اما همچون برادر، فعالیت سیاسی می­کرد و در نوشتن بعضی از کتابهای تاریخی روی نیز، با او همکاری داشت. او در دهه ۱۹۷۰ به خاطر فعالیت­هایش به انگلیس تبعید و تابعیت شوروی از او گرفته شد. ژورس تا آخر عمر در انگلیس زندگی کرد اما روی با وجود سختی­ها در شوروی ماند و به مبارزاتش ادامه داد. چیزی كه سبب شد روی مدودف مخالف سیاسی استالین و منتقد استالینیسم شود بیش از همه، تجربه­ی زيسته­ی او بود. پدر او کمونیست بود و در جریان پاکسازی­های استالینی بازداشت و به اردوگاه­های کار اجباری در سیبری تبعید شد. مدتی بعد نیز خبر دادند که او در تبعید درگذشته است. این تجربه سبب شد روی با واقعیت­هایی مواجه شود که بعدا بخواهد با نگارش كتاب‌هايي چون «در دادگاه تاریخ» از آنها برای همه بنویسد. او بعد از انتشار كتابش در نقد استالين،‌ از حزب كمونيست اخراج شد و تحت نظارت قرار گرفت. با این حال او در این دوران فعالیتش را به عنوان نویسنده آزاد ادامه داد و کتاب­های دیگری هم نوشت. بعدها وقتي گورباچف اصلاحات در شوروی را آغاز كرد، روی دوباره عضوحزب كمونيست شد و مقاماتي نيز به دست آورد. البته ديگر دير شده بود و خیلی زود فروپاشي اتفاق افتاد. از مهمترين كتاب‌هاي او علاوه بر در دادگاه تاریخ، مي‌توان به همه مردان استالین، انقلاب اكتبر، پرسشي از جنون، استالین ناشناخته: زندگی، مرگ و میراث او و... اشاره كرد.

درباره روي مدودف

روي مدودف يك فعال سیاسی كمونيست بود كه به تفكرات سوسياليستي نیزعلاقه زيادي داشت. او بعد از اعاده حيثيت سياسي از پدرش، که در پاکسازی­های استالینی کشته شده بود، به عضویت حزب کمونیست درآمد و به فعاليت سياسي در اين عرصه پرداخت و البته فعاليت‌هايش همراه با نقادي بود. او و برادر دوقلويش به مطالعه در جنبه‌هاي مختلف علوم اجتماعي علاقه وافري داشتند و از سنین پایین به اين حوزه روي آوردند. روی و همفکرانش جزو جناح اقليت و اصلاح‌طلب حزب كمونيست بودند. ماهيت نگاه او، در نامه‌اي كه با برخي از این همفكران در سال ۱۹۷۰ به كميته مركزي حزب ارسال كرد، مشخص است. او در آن نامه، برنامه‌هايي را براي اصلاح سیستم، پیشنهاد كرده بود. اين نامه معروف به نامه­ی «سه دانشمند» در روزنامه لوموند فرانسه منتشر شد و سر و صداي زيادي به راه انداخت. با راه افتادن محاکمات سیاسی و گسترش شکنجه و آزار، روی چاره‌اي نداشت جز اين‌كه يا براي هميشه سکوت كند و کنار بنشیند يا در ميدان حضور داشته باشد و نقدهاي خودش را دنبال كند و عواقبش را هم بپذیرد. او راه دوم را دنبال كرد و این برایش گران تمام شد. اخراج از حزب، اخراج از محل کار، تغییر شهر محل زندگی و قرار گرفتن زیر نظارتی دائمی، پیامد این انتخاب بود.

روي مدودف
روي مدودف
نویسنده
«در میان کسانی که لطف کردند و این کتاب را خواندند، عده¬ای گفتند که فعالیت استالین در این کتاب یک‌جانبه مورد بررسی قرار گرفته و تنها جنبه‌های منفی آن نشان داده شده است. ما درست بودن این نکته را تصدیق می‌کنیم. در واقع این کتاب جانبدار است و علتش هم فقط آن نیست که جنبه‌های منفی کار استالین کاملا بر جنبه‌های مثبتش می‌چربد. این کتاب تاریخ دوره‌ای از زندگی کشور یا حزب ما نیست. می‌شد این کتاب را «تاریخچه‌ی یک بیماری» نام گذاشت. یا شاید به طور دقیق‌تر تاریخچه‌ی بیماری طولانی و خطرناکی که «کیش‌شخصیت» نام گرفته. آن هم از طریق یکی از علائم آن (که به هیچ وجه مهم¬ترین علامت آن نیست.) طبعا ما فقط از واقعیاتی حرف خواهیم زد که به ریشه‌ها و تحول این بیماری مربوط می‌شود ولی معنای این حرف آن این نیست که قصد داریم واقعیات و پدیده‌های دیگر را بی‌اعتبار کنیم...»

نقل‌قول از کتاب

به عکس لنین که می­‌توانست بین یک رفیق گمراه و یک دشمن با ظرافت فرق بگذارد، استالین هر یک از حریفان را دشمن شخصی خود تلقی می­‌کرد و توسل به هر نوع وسیله­‌ای را برای تحقیر و زشت کردن او جایز می‌­شمرد.


كتاب در دادگاه تاريخ، صفحه ۶۹

تعداد رزمندگانی که در جنگ اسپانیا شرکت داشتند و توسط استالین تیرباران شدند، بیشتر از تعداد جنگجویانی بود که در میدان­‌های نبرد اسپانیا به ضرب گلوله فاشیست­‌ها از پای درآمدند.


كتاب در دادگاه تاريخ، صفحه ۳۴۸

آنچه را که می­‌فهمم اعجاب­‌انگیز است. من از آن نتیجه می­‌گیرم که بقیه مطلب، یعنی آنچه را که نمی‌­فهمم نیز اعجاب‌­انگیز است.


كتاب در دادگاه تاريخ، صفحه ۳۵۱

بلشویک‌­ها می‌­دانستند که انقلاب فرانسه به ظهور ناپلئون انجامید و از آن بیم داشتند که انقلاب خودشان نیز چنین سرنوشتی پیدا کند. به این دلیل از تروتسکی که در میان رهبرانشان بیش از همه به ناپلئون شباهت داشت بر حذر بودند  و به استالین که ابدا چنین شباهتی را در او نمی­‌دیدند اعتماد کردند.


كتاب در دادگاه تاريخ، صفحه ۴۹۳

هیچ­کس نمی‌­تواند بر دادگاه تاریخ با میل خود حکومت کند.


كتاب در دادگاه تاريخ،‌صفحه ۷۷۲