مصنفات

مولانا افضل الدین محمد مرقی کاشانی

نام مترجم یحیی مهدوی و مجتبی مینوی
سال چاپ ۱۳۶۶
تعداد صفحه ۸۶۲
تعداد تجدید چاپ ۳

درباره کتاب

مولانا افضل الدین محمد مرقی کاشانی
نویسندگان
مولانا افضل الدین محمد مرقی کاشانی

افضل الدین کاشانی ملقب به بابا افضل مرقی معروف به باباافضل کاشی یا باباافضل کاشانی (متوفی ۶۶۷ ق / به روایتی آغاز قرن هفتم) شاعر و عارف ایرانی اهل کاشان بوده‌است.
پدر وی حسن پسر حسین پسر محمد خوزه‌ای است و در واپسین سال‌های سده ششم هجری زاده شد. باباافضل همدوره با تازش مغول می‌زیست. بابا افضل کاشانی در تمام مدت عمر خود در مرق ساکن بوده و اوقات خود را به تدریس و تألیف و تحقیق و مباحثه گذرانده‌است. برخی خواجه نصیرالدین طوسی را شاگرد یا خویشاوند وی می‌دانند.وی در زبان پارسی نویسنده‌ای بسیار زبردست بوده‌است. شیوه نثر بابا افضل بسیار پخته و به اصول متقدمان نزدیک است و در رسالات خود کوشیده لغات فارسی را به جای اصطلاحات عربی قرار دهد. وی چند رساله در تصوف و سلوک و حکمت به زبان فارسی با متنی بسیار فصیح دارد.آرامگاه باباافضل در بلندترین نقطه غربی‌ترین روستای مرق واقع است؛ این دهکده در ۴۲ کیلومتری شمال غربی کاشان قرار دارد، که یکی از ییلاق‌های خوش آب و هوای این شهرستان است. این مقبره دارای صحنی وسیع و گنبدی هرمی پوشیده از کاشی‌های هفت رنگ است که بر پایه‌ای منشوری استوار است، و از رأس گنبد تا کف آرامگاه در حدود ۲۵ متر است. مرقد بابا افضل دارای صندوقهٔ چوبی مشبک به طریق «آلت و لغت» مورخ ۹۱۲ق است که از بهترین نمونه‌های هنر دوران صفوی به‌شمار می‌آید. محراب گچ‌بری منقوش و زیبای ضلع جنوبی مقبره، که در پیرامون آن کتیبه‌ای به خط ثلث بسیار خوش موجود است. از آثار جالب هنر عصر مغول است. بر طبق منابع، قدمت این روستا به عهد هخامنشیان می‌رسد. در داخل این بقعه دو قبر دیده می‌شود که یکی مرقد افضل الدین و دیگری به نام پادشاه زنگبار شهرت دارد. بنابر روایات، پادشاه زنگ هنگام سیر و سیاحت در برخورد با افضل الدین مجذوب و مرید وی شده و تا آخر عمر در خدمت بابا زیسته و پس از مرگ در جوار مرقد او دفن گردیده‌است. مدفن باباافضل زیارتگاه مورداحترام اهالی روستاست و اهالی مردگان خویش را در گورستان جوار مقبره دفن می‌کنند.

یحیی مهدوی و مجتبی مینوی
مترجمین
یحیی مهدوی

زندگینامه یحیی مهدوی

یحیی مهدوی، یکی از برجسته‌ترین فیلسوفان و مترجمان ایرانی، در سال ۱۲۸۷ خورشیدی در خانواده‌ای با ریشه‌های عمیق فرهنگی و اقتصادی در تهران به دنیا آمد. پدر او، محمدحسین امین‌الضرب، از چهره‌های مطرح در تجارت و اقتصاد ایران، و پدربزرگش، محمدحسن امین‌الضرب، بنیان‌گذار نظام بانکی نوین ایران بود. این پیشینه خانوادگی، تأثیری عمیق بر تربیت و نگرش او به دانش و فرهنگ داشت.

مهدوی آموزش‌های ابتدایی و متوسطه را در خانه زیر نظر معلمان خصوصی گذراند و از سنین کودکی به مطالعه متون ادبی و فلسفی علاقه نشان داد. در سال‌های جوانی برای ادامه تحصیل راهی اروپا شد و در دانشگاه سوربن فرانسه، یکی از معتبرترین مراکز علمی آن دوران، در رشته فلسفه به تحصیل پرداخت. پایان‌نامه دکتری او درباره فلسفه کانت بود که بعدها به یکی از حوزه‌های تخصصی و ترجمه‌های مهم او تبدیل شد.

پس از بازگشت به ایران، مهدوی به دانشگاه تهران پیوست و به‌عنوان استاد فلسفه مشغول به تدریس شد. او نقش کلیدی در بنیان‌گذاری و گسترش گروه فلسفه در این دانشگاه داشت و با تدریس و ترجمه‌های خود به معرفی اندیشه‌های فیلسوفانی چون کانت، دکارت و هگل به جامعه علمی ایران پرداخت.

یحیی مهدوی به‌عنوان یکی از اولین مترجمان حرفه‌ای متون فلسفی به زبان فارسی شناخته می‌شود. او با دقت و وسواس علمی آثار خود را ترجمه می‌کرد تا خوانندگان ایرانی بتوانند با زبانی دقیق و قابل‌فهم به فلسفه غرب دسترسی پیدا کنند.

یحیی مهدوی در ۲۴ تیر ۱۳۷۹ در تهران درگذشت و میراثی ماندگار در حوزه فلسفه و آموزش بر جای گذاشت. زندگی او نمایانگر پیوند عمیق میان دانش، فرهنگ و تعهد به گسترش آگاهی در جامعه است.

درباره یحیی مهدوی

یحیی مهدوی را می‌توان نمادی از تلفیق خردگرایی غربی و اندیشه فلسفی شرقی دانست. او نه‌تنها مترجمی حرفه‌ای، بلکه اندیشمندی بود که دغدغه درک و انتقال مفاهیم عمیق فلسفی را داشت. مهدوی با تسلط بر زبان‌های فرانسه، آلمانی و انگلیسی، به سراغ متون پیچیده‌ای رفت که پیش از او کمتر کسی در ایران به آن‌ها پرداخته بود.

یکی از دستاوردهای برجسته او، ترجمه دقیق و مفهومی آثار فیلسوفانی چون ایمانوئل کانت، دکارت و هگل بود. مهدوی معتقد بود که ترجمه فلسفی تنها به برگرداندن واژه‌ها ختم نمی‌شود، بلکه نیازمند درک عمیق از زمینه‌های تاریخی و منطقی این متون است. به همین دلیل، او در پیش‌گفتارهای ترجمه‌های خود، توضیحات مفصلی درباره تاریخچه و مفهوم اثر ارائه می‌کرد تا مخاطبان ایرانی بتوانند آن‌ها را بهتر درک کنند.

در کنار فعالیت‌های علمی، مهدوی نقش مهمی در تربیت نسلی از اندیشمندان و دانشجویان فلسفه ایفا کرد. شاگردان او در حوزه‌های مختلف علمی و فرهنگی ایران به جایگاه‌های برجسته‌ای دست یافتند. مهدوی همچنین در جلسات بحث و نقد فلسفی، همواره تلاش می‌کرد فضای گفتگو و تبادل اندیشه را میان استادان و دانشجویان زنده نگه دارد.

اهمیت یحیی مهدوی در تاریخ اندیشه ایران تنها به ترجمه محدود نمی‌شود. او با تلاش‌های خود، دریچه‌ای به سوی فلسفه مدرن گشود و جامعه ایرانی را به ضرورت تفکر انتقادی و فلسفی آگاه کرد. کتاب‌ها و ترجمه‌های او همچنان به‌عنوان منابع کلیدی در دانشگاه‌ها و محافل علمی مورد استفاده قرار می‌گیرند و نشان از دقت و اصالت کاری او دارند.

مجتبی مینوی

زندگینامه‌ی مجتبی مینوی

مجتبی مینوی در ۱۹ بهمن ۱۲۸۱ در تهران به دنیا آمد و چون پدرش، شیخ عیسی شریعت‌مداری، طلبه بود دوران کودکی‌اش را در سامرا گذراند. او از همان سال‌های نخست با قرآن، گلستان سعدی و دیوان حافظ آشنا شد و علاقه‌اش به زبان و ادب فارسی شکل گرفت. پس از بازگشت به ایران، تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدارس امانت، اسلام، افتخاریه و دارالفنون ادامه داد و در دارالمعلمین مرکزی نیز تحصیل کرد. در همین دوران با چهره‌هایی چون صادق هدایت هم‌درس بود و بعدها با محمدعلی فروغی و علامه قزوینی آشنا شد که تأثیر عمیقی بر مسیر علمی‌اش گذاشتند.مینوی در دهه‌ی ۱۳۰۰، مینوی به عنوان تندنویس در مجلس شورای ملی مشغول به کار شد و هم‌زمان زبان پهلوی را نزد پروفسور هرتسفلد آموخت. او مدتی در فرانسه و سپس در انگلستان اقامت داشت و با خاورشناسان برجسته‌ای چون مینورسکی، هنینگ، دنیسن راس و والتر هنینگ ارتباط علمی برقرار کرد. در این دوره، زبان‌های انگلیسی و فرانسوی را نیز فرا گرفت و در رادیو بی‌بی‌سی بخش فارسی فعالیت داشت.پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۲۸، به تدریس در دانشگاه تهران پرداخت و در سال‌های بعد به عنوان رئیس تعلیمات عالیه وزارت فرهنگ و رایزن فرهنگی ایران در ترکیه منصوب شد. در ترکیه، با بررسی نسخه‌های خطی فارسی، عربی و ترکی، بیش از هزار نسخه را میکروفیلم‌برداری کرد که اکنون در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگهداری می‌شوند. مینوی در تصحیح متون کلاسیک فارسی نقشی بی‌بدیل داشت. آثار مهمی چون نامه تنسر، نوروزنامه، ویس و رامین، کلیله و دمنه، عیون‌الحکمه ابن‌سینا، تنکسوق‌نامه رشیدالدین فضل‌الله، و بخش‌هایی از شاهنامه فردوسی را با دقت و وسواس علمی تصحیح کرد. او معتقد بود شاهنامه باید از افزوده‌های غیر اصیل پاک شود تا صدای واقعی فردوسی شنیده شود و در همین راستا بنیاد شاهنامه را پایه‌گذاری کرد. مینوی دوست صمیمی صادق هدایت بود و آثار مشترکی نیز پدید آورده‌اند. مینوی همچنین در تدوین لغت‌نامه فارسی، تنظیم فهرست نسخه‌های خطی کتابخانه چستربیتی، و نگارش مقالات علمی و فرهنگی مشارکت داشت. او در کنگره‌های بین‌المللی متعددی شرکت کرد و همواره در پی معرفی فرهنگ ایرانی به جهان بود. با این وجود او بسیار متواضع بود و دست خطی از او بر جای مانده که در آن نوشته است: « اگر به اندازۀ بالِ پشه ای، به تمدن و فرهنگ ایران، خدمت کرده باشم، زندگانی من بیهوده نبوده است.»مجتبی مینوی در ۶ بهمن ۱۳۵۵، در تهران درگذشت و در آرامگاه مشاهیر بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

درباره‌ی مجتبی مینوی

مجتبی مینوی در نوزدهم بهمن ماه 1282 شمسی، در خانواده‏ای مذهبی متولد شد. او سه ساله بود و برادر دیگرش احمد تازه به دنیا آمده بود که پدرشان تصمیم گرفت برای تحصیل‏علوم دینی در محضر شیخ محمد تقی شیرازی ، مرجع تقلید بزرگ آن زمان، عازم عراق شود. مادر که تازه از بیماری حصبه نجات یافته بود ناچار در تهران ماند تا دوران نقاهت را بگذراند و سه ماه بعد از پدر، همراه دو کودک ‏خردسالش عازم عراق شد. اقامت این خانواده در سامره و نجف نزدیک به پنج سال ادامه یافت. مجتبی در هشت سالگی قرآن را حفظ کرد و خواندن و نوشتن فارسی و عربی را بلد بود. هنگامی که مجتبی مینوی شانزده سال داشت ، پدرش به سِمت رئیس عدلیه رشت منصوب و عازم آن شهر شد. حقوق پدر کفاف خرج خانواده را نمی‌داد، برای مجتبی شغل محرری(منشی گری) عدلیه را جور کرد. همزمان با قیام میرزا کوچک خان جنگلی، مجتبی مینوی عازم باکو شد و گویا در این سفر با لنین نیز دیداری داشته است اما بعدها از سیاست کناره گرفت و فقط به امور فرهنگی و ادبی پرداخت. مدتی نیز رایزن فرهنگی ایران در ترکیه بود و در مدت اقامتش از بسیاری از نسخ خطی فارسی موجود در کتابخانه‌های ترکیه عکسبرداری کرد. کتابخانه‌ی مینوی بسیار غنی و شامل 25000 جلد کتاب بود که بنابر وصیت ایشان وقف شد و امروزه با عنوان کتابخانه و مرکز اسناد مجتبی مینوی در اختیار پژوهشگران و علاقمندان به علوم انسانی است. مینوی هنگام اقامت در لندن، مدتی در رادیو بی‌‌بی‌سی کار می‌کرد اما هنگام کودتای 28 مرداد 1332 همکاری‌اش را با این مرکز قطع کرد. مینوی جزو اولین گروه دانشجویانی است که برای ادامه تحصیل به اروپا عازم شدند. مینوی در جوانی، موردغضب رضاشاه قرار گرفت. زیرا در یکی از کتاب‌هایش نوشته بود که ریشه‌ی کلمه‌ی پهلوی از پارت است و پارت‌ها اقوام چادرنشین و راهزن بوده‌اند و بدخواهان به رضاشاه القاء کرده بودند که منظور مینوی این است که حکومت پهلوی راهزن است.مینوی از همسر اول خویش، الن بدهم (Ellen Badham) که اهل انگلستان بود، صاحب دو فرزند به نام‌های رامین و ماکان و از همسر دومش شهربانو پرتوی نیز صاحب یک دختر به نام نیلوفر شد.مینوی در سال 1355 بر اثر شکستگی دنده ناشی از زمین خوردن به شدت مجروح شد و پس از مدتی درگذشت. او نخستین فردی بود که در این بخش مشاهیر بهشت زهرا دفن شد.


کتاب‌های مترجم

نگاهی به پدیدارشناسی و فلسفه های هست بودن

مشاهده

منادولوژی (مقدمه شرح از بوتر و دیگران)

مشاهده

تاریخ فلسفه قرون وسطی و دوره تجدد

مشاهده