فانون

دیوید کات

نام مترجم رضا براهنی
سال چاپ ۱۳۵۱
تعداد صفحه ۱۶۲

درباره کتاب

کتاب فانون نوشته دیوید کات در سال ۱۹۷۰ به‌عنوان یکی از مجلدهای مجموعه «اساتید مدرن» (Modern Masters) منتشر شد؛ مجموعه‌ای از پرتره‌های فکری که هدف آن معرفی متفکران قرن بیستم به خوانندگان عمومی تحصیل‌کرده بود. این کتاب یکی از نخستین تلاش‌ها برای معرفی نظام‌مند زندگی، اندیشه‌ها و آثار فرانتس فانون به زبان انگلیسی محسوب می‌شود، آن هم در دورانی که موج دوم جنبش‌های ضد استعماری، ضد نژادپرستانه و سیاه‌پوستی در آمریکا و اروپا به اوج رسیده بود.

در زمانی که آثار خود فانون -مانند نفرینیان خاک و پوست سیاه، صورتک‌‌های سفید- به‌تازگی به زبان انگلیسی ترجمه شده بودند، کتاب کات به‌مثابه یکی از نخستین چارچوب‌های تحلیلی غربی برای فهم فانون عمل کرد. برخلاف برخی آثار ستایش‌گرایانه، کات با رویکردی نقادانه و تحلیلی به سراغ زندگی و تفکر فانون می‌رود؛ او نه فقط به عنوان انقلابی الجزایری یا نظریه‌پرداز استعمارزدایی، بلکه به عنوان روان‌پزشکی با دغدغه‌های اگزیستانسیال و انسانی نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد.

از منظر تاریخی، این کتاب همزمان است با دوران جنگ ویتنام، پسا-دهه ۶۰ در غرب، و رشد جنبش‌های چپ در جهان سوم، بنابراین انتخاب فانون به‌عنوان سوژه، به خودی خود یک موضع‌گیری روشنفکرانه تلقی می‌شد.

اما علی‌رغم اهمیت تاریخی آن، کتاب فانون هیچ‌گاه به جایگاهی در سطح آثار ماندگار نظری دربارهی فانون نرسید. برخی منتقدان، از جمله در محافل پسااستعماری، آن را اثری سطحی و وابسته به قرائت لیبرال-اروپایی از فانون دانسته‌اند. کتاب از منظر برخی محققان، در ارائه عمق رادیکالیسم فانون ناتوان است و نگاه اروپامحورانه‌اش از شورش فکری فانون می‌کاهد.

با این حال، به لحاظ تأثیرگذاری، نمی‌توان نقش این کتاب را در آشنا کردن مخاطب انگلیسی‌زبان با فانون انکار کرد. در دانشگاه‌های بریتانیا و آمریکا، دهه‌ها در سیلابس دروس مرتبط با پسااستعمار، روان‌شناسی سیاسی و فلسفه مقاومت، به این کتاب ارجاع داده می‌شد؛ هرچند امروز این کتاب جای خود را به آثار تخصصی‌تر داده است.

آلن والد (Alan M. Wald) استاد بازنشسته ادبیات انگلیسی و فرهنگ آمریکایی در دانشگاه میشیگان
«کات تلاش می‌کند تا فانون را نه صرفاً به‌عنوان نماد خشونت انقلابی، بلکه به‌عنوان متفکری با دیدگاه‌های گسترده‌تر در زمینه استعمار و روان‌شناسی اجتماعی معرفی کند.»
مقاله‌ای در Race & Class
کات در کتاب خود، فانون را مدافع محرومان در برابر نخبگان قدرت معرفی می‌کند و تأکید دارد که فانون فراتر از جنگ نژادی، به مسائل گسترده‌تری می‌پردازد.
دیوید کات
نویسندگان
دیوید کات

زندگینامه‌ی دیوید کات

«جان دیوید کات» در ۱۶ دسامبر ۱۹۳۶ در اسکندریه مصر به دنیا آمد. پدرش، ادوارد کات، دندان‌پزشک ارتش بریتانیا بود و مادرش، ربکا پرلزویگ، دختر یک خاخام و آهنگساز برجسته بود. پس از درگذشت پدرش در دوران کودکی، کات به همراه خانواده به بریتانیا بازگشتند.کات تحصیلات ابتدایی خود را در آکادمی ادینبرو و کالج ولینگتون گذراند. در سال‌های ۱۹۵۵ تا ۱۹۵۶، کات خدمت نظامی خود را در ارتش بریتانیا در آفریقا گذراند. سپس در کالج وادهام آکسفورد به تحصیل در رشته تاریخ مدرن پرداخت و در سال ۱۹۵۹ موفق به دریافت مدرک کارشناسی شد.پس از آن، در همان سال ۱۹۵۹، به‌عنوان پژوهشگر در کالج آل‌سولز آکسفورد انتخاب شد و تا سال ۱۹۶۵ در این سمت باقی ماند.او در سال ۱۹۶۳ دکترای خود را از کالج سنت آنتونی آکسفورد دریافت کرد.کات در طول زندگی حرفه‌ای خود، در دانشگاه‌های متعددی به‌عنوان استاد مدعو فعالیت کرد، از جمله دانشگاه‌های نیویورک، کلمبیا، کالیفرنیا و بریستول. در حوزهی روزنامه‌نگاری، کات در سال ۱۹۷۹سردبیر ادبی نشریه «نیو استیتسمن» بود. او همچنین در سال ۱۹۸۱ رئیس مشترک انجمن نویسندگان بریتانیا بود.در زندگی شخصی، کات در سال ۱۹۶۱ با کاترین شاکبرگ ازدواج کرد که این ازدواج در سال ۱۹۷۰ به طلاق انجامید. او در سال ۱۹۷۳ با مارتا بیتس، ویراستار، ازدواج کرد. از ازدواج اول دو پسر به نام‌های دانیل و ادوارد و از ازدواج دوم دو دختر به نام‌های ربکا و آنا دارد.دیوید کات در حال حاضر در لندن زندگی می‌کند و به‌عنوان یکی از اعضای انجمن سلطنتی ادبیات و انجمن سلطنتی تاریخ شناخته می‌شود.

درباره‌ی دیوید کات

دیوید کات نویسنده، نمایشنامه‌نویس، مورخ و روزنامه‌نگار اهل بریتانیاست که آثارش عمدتاً بر مسائل سیاسی، تاریخی و اجتماعی تمرکز دارند. او به‌ویژه به بررسی تأثیر ایدئولوژی‌های چپ، استعمار و دوران پس از استعمار، و نیز رابطه میان قدرت و فرهنگ علاقه‌مند است.در زمینهی ادبیات داستانی، کات چندین رمان نوشته که تحولات سیاسی و اجتماعی را دست‌مایه خود قرار داده‌اند. از جمله این آثار می‌توان به در تب و تاب (۱۹۵۹)، رفیق یعقوب (۱۹۶۱) و زوال غرب (۱۹۶۶) اشاره کرد. رمان رفیق یعقوب بعدها در سال ۱۹۷۵ دست‌مایه ساخت فیلمی با نام «وینستانلی» شد.در حوزه آثار غیرداستانی، کات بیشتر به تحلیل‌های تاریخی و سیاسی پرداخته است. از جمله مهم‌ترین کتاب‌های او در این زمینه می‌توان به کمونیسم و «روشنفکران فرانسوی، ۱۹۱۴ تا ۱۹۶۰ » (۱۹۶۴)، «همراهان ایدئولوژیک» (۱۹۷۳)، و «ترس بزرگ: پاکسازی ضدکمونیستی در دوران ترومن و آیزنهاور» (۱۹۷۸) اشاره کرد. این کتاب‌ها به‌ویژه جایگاه فکری چپ و فضای سرکوب سیاسی در قرن بیستم را بررسی می‌کنند.کات در آثار خود به فرهنگ و هنر نیز پرداخته و زندگی برخی چهره‌های فرهنگی را موضوع پژوهش قرار داده است. کتاب «جوزف لوزی: انتقامی از زندگی» (۱۹۹۴) به زندگی و کارنامه‌ی این فیلم‌ساز آمریکایی تبعیدی در اروپا اختصاص دارد.در مجموع، دیوید کات نویسنده‌ای است که با نگاهی تحلیلی و انتقادی به سراغ ساختارهای قدرت، ایدئولوژی و تأثیر آن‌ها بر جامعه و فرهنگ می‌رود. او تلاش می‌کند تا با ترکیب پژوهش تاریخی، تحلیل فرهنگی و روایت انتقادی، تصویری جامع و دقیق از موضوعات مورد علاقه‌اش ارائه دهد.

رضا براهنی
مترجمین
رضا براهنی

زندگینامه‌ی رضا براهنی

در فضای پرتنش و محدودکنندهی فرهنگی و سیاسی ایرانِ دهه‌ی ۱۳۴۰ و به‌ویژه اوایل دهه ۱۳۵۰ خورشیدی، بسیاری از نویسندگان و مترجمان برای انتشار آثار خود، به استفاده از نام‌های مستعار روی آوردند. یکی از شناخته‌شده‌ترین این موارد، استفاده رضا براهنی از نام مستعار ابراهیم دانایی بود.رضا براهنی که به نقد صریح ساختارهای قدرت و سنت‌های ادبی مسلط شهرت داشت، در برهه‌ای از فعالیت‌های ادبی و ترجمه خود با محدودیت‌هایی مواجه شد. در آن دوره، ترجمه و انتشار برخی آثار فکری، سیاسی و انتقادی – به‌ویژه آن‌هایی که با ایدئولوژی‌های چپ‌گرایانه یا پسااستعماری پیوند داشتند – با ریسک ممنوعیت و سانسور مواجه بود. یکی از مهم‌ترین این ترجمه‌ها، کتاب «فانون» بود که با محتوایی سیاسی و ضد‌استعماری، در آن زمان جزو آثار حساس و خطرآفرین محسوب می‌شد.‌ به این دلیل این ترجمه با نام ابراهیم دانایی منتشر شد و نام واقعی مترجم – رضا براهنی – در هیچ بخشی از چاپ اصلی ذکر نشد. بررسی‌های بعدی پژوهشگران ادبی و برخی اعترافات و گفت‌وگوهای براهنی در سال‌های بعد، روشن کرد که ابراهیم دانایی در واقع همان رضا براهنی است. برخی منابع معتبر کتاب‌فروشی و کتابخانه‌ای نیز اکنون این کتاب را ذیل هر دو نام فهرست می‌کنند.رضا براهنی در ۲۱ آذر ۱۳۱۴ در تبریز به دنیا آمد. او در خانواده‌ای فقیر رشد کرد و از همان دوران کودکی با سختی‌های زندگی آشنا شد. پس از پایان تحصیلات متوسطه، در رشته زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه تبریز تحصیل کرد و در ۲۲ سالگی فارغ التحصیل شد. سپس برای ادامه تحصیل به ترکیه رفت و در دانشگاه استانبول، دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات انگلیسی دریافت کرد.در سال ۱۳۴۳، به ایران بازگشت و به‌عنوان استادیار در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران مشغول به تدریس شد. چهار سال بعد، در اردیبهشت ۱۳۴۷، به درجه دانشیاری ارتقا یافت.براهنی در سال ۱۳۵۱ به آمریکا سفر کرد و پس از بازگشت به ایران، توسط ساواک دستگیر و حدود سه ماه در زندان انفرادی نگهداری شد. او در نوشته‌های خود، از شکنجه‌های فیزیکی و روانی در زندان‌های ساواک سخن گفته است.در سال ۱۳۵۳، بار دیگر به آمریکا رفت و با نگارش و انتشار مقالات افشاگرانه درباره تجربیاتش از زندان ساواک، جنجال بسیاری به‌پا کرد. پس از انقلاب ۱۳۵۷، به فعالیت‌های ادبی و سیاسی خود ادامه داد، اما با افزایش سانسورهای ادبی در کشور، فعالیت‌هایش در هر دو عرصه کم‌رنگ شد.در سال ۱۳۷۶، برای تدریس در دانشگاه‌های کانادا، به این کشور مهاجرت کرد. او مدتی در دانشگاه تورنتو به تدریس مشغول بود و در دورانی مدیریت شعبه انجمن قلم کانادا را نیز بر عهده داشت. رضا براهنی در سال‌های پایانی عمر خود به بیماری آلزایمر دچار شد و سرانجام در ۵ فروردین ۱۴۰۱، در سن ۸۶ سالگی، در تورنتو درگذشت.

درباره‌ی رضا براهنی

رضا براهنی از چهره‌های برجسته ادبیات معاصر ایران است که در زمینه‌های شعر، داستان‌نویسی، نقد ادبی و ترجمه فعالیت‌های گسترده‌ای داشت. براهنی در حوزه نقد ادبی، با رویکرد تطبیقی و بهره‌گیری از نظریه‌های ادبی غربی، به تحلیل و بررسی آثار مختلف پرداخت. او معتقد بود که نقد ادبی باید پیشنهاددهنده باشد، نه قضاوت‌گر. او با دانش گسترده و مطالعات عمیق، هویت مستقلی به نقد ادبی داد.در زمینه شعر، براهنی با انتشار مجموعه‌هایی مانند «خطاب به پروانه‌ها» و «چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم»، سبک شعر پست‌مدرن فارسی را آغاز کرد. او همچنین نظریه «زبانیت» را مطرح کرد که به عدم تعیین معنا و شناور بودن آن در شعر اشاره دارد.براهنی در حوزه داستان‌نویسی نیز آثار برجسته‌ای خلق کرد. رمان‌هایی مانند «روزگار دوزخی آقای ایاز»، «آواز کشتگان»، «رازهای سرزمین من» و «آزاده خانم و نویسنده‌اش» از جمله آثار او هستند که در قالب قصه به بررسی مسائل اجتماعی و سیاسی ایران می‌پردازند.در زمینه ترجمه، براهنی با تسلط بر زبان‌های انگلیسی، فرانسه و ترکی، آثار متعددی را به فارسی برگرداند. او با استفاده از نام‌های مستعار مانند «ابراهیم دانایی» و «برهان رضایی»، به ترجمه آثار نویسندگان چپ‌گرا و انقلابی پرداخت.براهنی همچنین با برگزاری کارگاه‌های شعر، نقد و داستان‌نویسی، به تربیت نسل جدیدی از نویسندگان و شاعران ایرانی کمک کرد. از جمله شاگردان او می‌توان به شیوا ارسطویی، مهسا محبعلی، ناهید توسلی و شمس آقاجانی اشاره کرد.در مجموع، رضا براهنی با فعالیت‌های گسترده و متنوع خود، تأثیر بسزایی بر ادبیات معاصر ایران گذاشت و نامش به‌عنوان یکی از پایه‌گذاران نقد ادبی مدرن در ایران ثبت شده است.

نقل‌قول از کتاب

«موقعی که مردم دوستم دارند می‌گویند: با وجود اینکه رنگت سیاه است دوستت داریم و موقعی که از من بدشان می‌آید می‌گویند: این به علت پوستت نیست که از تو بدمان می‌آید.»


کتاب فانون_صفحه ۱۳

«هرقدر که قبول این نتیجه‌گیری برای من دردآورباشد، باز هم مجبور به بیان آن هستم که سیاهپوست فقط یک سرنوشت دارد و آن رسیدن به سفیدپوست است.»


کتاب فانون_صفحه ۲۶