دیوید هیوم
نویسنده
دیوید هیوم فیلسوف، تاریخ نگار و اقتصاددان اسکاتلندی، در ادینبورگ، پایتخت اسکاتلند به دنیا آمد. او یکی از برجستهترین شخصیتهای دوران روشنگری و یکی از تاثیرگذارترین فیلسوفان غربی است که تفکرش در حوزههای مختلفی مانند فلسفه اخلاق، معرفت شناسی، متافیزیک، فلسفه دین و تاریخ، تاثیرات عمیقی بر روی مخاطبانش به جای گذاشت.

درباره دیوید هیوم
زندگینامه دیوید هیوم
دیوید هیوم فیلسوف، تاریخ نگار، اقتصاددان، نظریه پرداز، کتابدار و جستار نویس در ۲۶ آوریل ۱۷۱۱ در ادینبورگ اسکاتلند در خانواده ای اصل و نسب دار به دنیا آمد. دیوید در همان سالهای کودکی پدر خود را از دست داد و مادر کفالت او و خواهر و برادرش را بر عهده گرفت. او در سال ۱۷۲۳ وارد دانشگاه ادینبورگ شد اما پس از سه سال دانشگاه را رها کرد، بی آنکه مدرکی دریافت کند. او در سال ۱۷۳۴ به فرانسه رفت و به فلسفه علاقمند شد که حاصل آن رسالهای بهنام «درباره طبیعت بشر» بود که سال ۱۷۳۹ آن را منتشر کرد.
هیوم سالها پس از بازگشت به اسکاتلند، کار روی مقالات اخلاقی و سیاسی را شروع کرد و از دانشگاه ادینبورگ درخواست کرد تا به عنوان استاد اخلاق و فلسفه روح این دانشگاه پذیرفته شود، اما درخواست او به دلیل شهرتش به شکاکیت و الحاد رد شد. پس از آن، او ابتدا منشی و بعد مشاور ژنرال سن کلیر شد و کتابهای «پژوهش در فهم بشر»، «پژوهش در اصول اخلاق» و «گفتمانهای سیاسی» را نوشت که در انگلستان با استقبال زیادی روبرو شد. دیوید دو سال منشی سفارت انگلستان در فرانسه بود و بعد از بازگشت در سال ۱۷۶۷ معاون وزیر کار ایرلند شد و در سال ۱۷۶۸ به ادینبورگ برگشت و مطالعاتش را روی موضوع دین طبیعی ادامه داد. او در سال ۱۷۷۵ بیمار شد و در ۲۵ اوت ۱۷۷۶ درگذشت.
درباره دیوید هیوم
دیوید هیوم فیلسوف، تاریخ نگار و اقتصاددان اسکاتلندی، در ادینبورگ، پایتخت اسکاتلند به دنیا آمد. او یکی از برجستهترین شخصیتهای دوران روشنگری و یکی از تاثیرگذارترین فیلسوفان غربی است که تفکرش در حوزههای مختلفی مانند فلسفه اخلاق، معرفت شناسی، متافیزیک، فلسفه دین و تاریخ، تاثیرات عمیقی بر روی مخاطبانش به جای گذاشت. یکی از آثار دین محور هیوم، کتاب «تاریخ طبیعی دین» است که در سال ۱۷۵۷ منتشر شد. در این کتاب، هیوم به بررسی ریشهها و طبیعت دین میپردازد و تلاش میکند تا دین را از منظر روانشناختی و اجتماعی تحلیل کند. او به طور کلی در فلسفهاش به قدرت عقل و تجربه تاکید داشت و دین را نتیجه ای از باورهای انسانی میدانست که بیشتر از تخیلات و تجربههای فردی شکل میگیرند تا از حقیقتهای اثباتپذیر. هیوم معتقد بود که عقل انسان محدود است و نمیتواند به تنهایی به حقیقتهای اساسی دست یابد. در کتاب معروفش «تحقیقات در باب اصول انسان شناسی» نشان داد که مفاهیم عامی مانند «سببیّت» و «ضرورت» تنها از طریق تجربه حاصل میشوند و هیچ یک از این مفاهیم به طور منطقی و قطعی نمیتوانند اثبات شوند.
هیوم در اخلاق معتقد بود که احساسات و عواطف انسانی اساس تصمیمات اخلاقی هستند. او باور داشت که انسانها به طور ذاتی تمایل به انجام کارهای خوب و جلوگیری از بدی دارند. اما این تمایل ها بیشتر ناشی از احساسات و نه استدلالهای عقلانی هستند. در نظر هیوم، اخلاق بیشتر برمبنای احساسات فردی و اجتماعی است تا بر اساس قوانین منطقی جهان.

