امیل برهیه (بریه)
نویسنده
امیل برهیه بهعنوان یکی از برجستهترین مورخان فلسفه در قرن بیستم شناخته میشود. علاقه اصلی او به فلسفه کلاسیک و تاریخ فلسفه معطوف بود. اثر برجسته او، «تاریخ فلسفه»، در هفت جلد منتشر شد و تأثیر بسزایی بر مطالعات فلسفی داشت.
درباره امیل برهیه (بریه)
زندگینامه امیل برهیه
امیل برهیه (Émile Bréhier) در ۱۲ آوریل ۱۸۷۶ در بار-لو-دوک، فرانسه، متولد شد و در ۳ فوریه ۱۹۵۲ در پاریس درگذشت. او فیلسوف و مورخ فلسفه فرانسوی بود که بهویژه به دلیل آثارش در زمینه تاریخ فلسفه شهرت یافت. برهیه تحصیلات خود را در دانشگاه پاریس ادامه داد و در سال ۱۹۰۸ با ارائه رسالهای درباره فیلون اسکندرانی، دکترای خود را از سوربن دریافت کرد. از سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۲ بهعنوان استاد کنفرانسهای فلسفی در دانشگاه رن و سپس از ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۴ بهعنوان استاد فلسفه در دانشگاه بوردو فعالیت کرد.
او در دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ به گسترش مطالعات خود در زمینه تاریخ فلسفه ادامه داد. مهمترین اثر او، «تاریخ فلسفه» در این دوره بهصورت چند جلد منتشر شد.
برهیه در دهه ۱۹۴۰ و اوایل دهه ۱۹۵۰، علاوه بر تدریس، به تکمیل و بازبینی نسخههای جدید آثار خود پرداخت.
در سال ۱۹۴۵، او جانشین آنری برگسون در دانشگاه پاریس شد. برهیه در طول جنگ جهانی اول بهعنوان ستوان دوم در هنگ ۳۴۴ پیادهنظام خدمت کرد و در سال ۱۹۱۴ دست چپ خود را در نبرد از دست داد؛ بهدلیل خدماتش، نشان لژیون دونور به او اعطا شد. برادر او، لوئیس برهیه، تاریخنگار هنر بود.
درباره امیل برهیه
امیل برهیه بهعنوان یکی از برجستهترین مورخان فلسفه در قرن بیستم شناخته میشود. علاقه اصلی او به فلسفه کلاسیک و تاریخ فلسفه معطوف بود. اثر برجسته او، «تاریخ فلسفه»، در هفت جلد منتشر شد و تأثیر بسزایی بر مطالعات فلسفی داشت؛ بهطوریکه الهامبخش فردریک کاپلستون در نگارش «تاریخ فلسفه» خود شد. برهیه در ابتدا از پیروان آنری برگسون بود و در دهه ۱۹۳۰ نظریهای مبنی بر ارتباط بین برگسونیسم و نوافلاطونیسم مطرح کرد. بااینحال، او بهعنوان تنها فرد در تاریخ فلسفه فرانسه شناخته میشود که تفسیر هگلی از نوافلاطونیسم ارائه داده است، هرچند که بهعنوان یک نئوکانتی، مخالف هگل نیز بود. برهیه در طول زندگی حرفهای خود، مقالات متعددی در دایرةالمعارف کاتولیک، ازجمله درباره «فیلون یهودی» و «رواقیان و فلسفه رواقی» نوشت. تخصص او در فلسفه باستان و قرون وسطی، او را به یکی از مراجع معتبر در این زمینه تبدیل کرد و آثارش همچنان بهعنوان منابع مهم در مطالعات فلسفی مورد استفاده قرار میگیرند.

