
ارنستو چهگوارا
نویسنده
چه گوارا در اصل نويسنده و پژوهشگر نبود، ولي اهل پژوهش و نوشتن بود و اتفاقا در خاطره نویسی خوب عمل می کرد. از جمله كتابهاي او ميتوان به كتابهاي راهنماي جنگ چريكي و خاطرات موتورسيكلت اشاره كرد.

درباره ارنستو چهگوارا
زندگینامه ارنستو چهگوارا
نام كاملش ارنستو گواراسرنا است، و البته همه او را با نامي كه به آن معروف شده به خاطر ميآورند؛ چهگوارا يا چگوارا. مابين چپها و طرفداران خودش به «چه» هم معروف بوده است؛ يكي از مشهورترين انقلابيون چند دهه اخير جهان. چگوارا در ژوئن ۱۹۲۸ در روساريو، دومين شهر بزرگ آرژانتين به دنيا آمد. تبار خانوادگياش به انگليس و ايرلند باز ميگشت، خانوادهاي با گرايشهاي سياسي چپ. او بزرگترين فرزند خانوادهاش بود. از همان نوجواني نشان ميداد كه چقدر پر شر و شور است و سر سلامت به گور نخواهد برد. تفكرات و عقايد تندي هم داشت. از كودكي درگير تنگي نفس بود؛ ولي با اين حال، يك ورزشكار حرفهاي محسوب ميشد. همچنين در كمترين زمان ممكن پزشكي را هم در آرژانتين به پايان رساند. او وقتهاي آزادش را در سفرهايي در آمريكاي لاتين ميگذراند. مشاهده وضعيت مردمي كه غرق در فقر و رنج و درد بودند، تفكرات او را براي هميشه تغيير داد و با خود انديشيد كه بايد كاري كرد. همينجا بود كه به اين تفكر رسيد كه بايد براي رهايي از امپرياليسم، اقدام به شورشها و مبارزات مسلحانه كرد. او چندي بعد در دهه ۱۹۵۰ راهي گواتمالا شد كه داشت اتفاقات مثبتی در آن رخ می داد و افرادی با اندیشه مترقی بر آن حکومت می کردند. اما چندي بعد رژيم حاكم بر اين كشور توسط سيا سرنگون شد و تفکر مبارزه با امپریالیزم آمریکا و نجات کشورهای آمریکای لاتین را بیش از پیش در چگوارا تقویت کرد. زیرا چه گوارا متقاعد شده بود که امریکا با رشد و ترقی کشورهای امریکای لاتین مخالف است. او سپس به مكزيك رفته و با برادران كاسترو آشنا شد كه در حال آمادهسازي خودشان براي ورود به كوبا و سرنگون كردن نظام آن كشور بودند. چه گوارا هم تصميم گرفت كه به آنها بپيوندد. چندي بعد با دهها مبارز راهي سواحل اين كشور شد، ولي ارتش حاكم كوبا آنها را شناسايي كرده و تحت حمله قرار داد. بيشترشان كشته شدند، ولي چگوارا و ديگر يارانش به كوهستانها پناه برده و هسته اوليه يك ارتش چريكي را شكل دادند. او در مبارزات شايستگي زيادي از خودش نشان داد و بعدها دست راست کاسترو شد. بعد از پيروزي انقلابيون بر رژيم كوبا، سمتهايي اجرايي هم گرفت. اما در نهایت تصميم گرفت كه براي كمك به ديگر كشورهاي آمريكاي لاتين، از سمتهاي اجرايياش استعفا داده و راهي آن كشورها شود. او بعد از اين، دو سه سالي به طور كاملا مخفي زندگي ميكرد و كسي خبري از وي نداشت كه اين بخش از زنگياش، جزو اسرار باقي مانده است. سرانجام گذرش به بوليوي افتاد و يك سالي در اين كشور سرگرم آموزش گروههاي چريكي بود. تا اينكه توسط ارتش اين كشور و سيا، محاصره شده و زخمی و اسير شد، و بعد هم تيرباران.
درباره ارنستو چهگوارا
چه گوارا در اصل نويسنده و پژوهشگر نبود، ولي اهل پژوهش و نوشتن بود و اتفاقا در خاطره نویسی خوب عمل می کرد. از جمله كتابهاي او ميتوان به كتابهاي راهنماي جنگ چريكي و خاطرات موتورسيكلت اشاره كرد. از نظر آكادميك تحصيلات پزشكي را در كمترين زمان در دانشگاه بوئنسآيرس آرژانتين طي كرده و پزشك شده بود. از سوي ديگر بسيار اهل سفر و مشاهده بود و به شدت از مشاهدات خود و تجربههايش از اين سفرها استفاده می کرد. او را به اين واسطه نظريهپرداز مبارزه هم دانستهاند كه اينها باز ميگردد به تجربههايي كه در اين زمينه داشته است.
چه گوارا به واسطه مشاهداتش از فقر و گرسنگي و بيماري در آمريكاي لاتين، معتقد بود كه بايد استثمار كاپيتاليستي اين منطقه كه توسط ايالات متحده آمريكا شكل گرفته بود، از بين برود. او زماني كه در كوبا حضور داشت، تجربههايي در زمينه اموزش و پرورش و … به دست آورد و سعي كرد كه در اين زمينه وضعيت را به نفع توسعه كوبا تغيير بدهد. نگرش او ناشي از دو جنبه مشاهدات ميداني او و همچنين مطالعات مارکسیستی- لنينيستي وي بوده است كه او را به اين نگاه رسانده بود كه بايد عليه امپرياليسم آمريكايي قيام کرد تا بتوان مردم را به عدالت رساند. عقايد و رفتار او به گونهاي بود كه باعث شد تا دو طيف به شدت طرفدار و به شدت مخالف با او شكل بگيرند. عدهاي او را يك انقلابي اخلاقگرا ميدانستند كه غم مردمش را داشت. عدهاي ديگر وي را كسي ميدانستند كه يك اقتدارگرا بود كه رقباي خودش را با خشونت از ميدان به در ميكرد. اما هر چه كه هست، در نهايت نشريه تايم او را، يكي از 100 فرد تأثير گذار قرن بيستم دانسته است و اين، نشان از اثرگذاري بزرگ اين انقلابي دارد.
اين انقلابي همچنين، علاقه زيادي هم به ورزش داشت. با اينكه درگير آسم بود، ولي حرفهاي ورزش ميكرد و مقامهايي هم كسب كرده بود. از سوي ديگر به شطرنج هم علاقه زيادي داشت. در دوران بلوغ هم به سمت شعر گرايش پيدا كرد و آثار پابلو نرودا، جان کیتس، آنتونیو ماچادو، فدریکو گارسیا لورکا، گابریلا میسترال، سزار وایهو و والت ویتمن را دنبال ميكرد. همچنين او در خانوادهاي رشد كرده بود كه در كتابخانه آن، هزاران جلد كتاب وجود داشت كه نشان ميداد ذهن و پژوهشگري او از كجا آمده است. او در حوزه كتابخواني نيز آثار بزرگاني چون کارل مارکس، ویلیام فاکنر، امیلیو سالگاری، آندره ژید و ژول ورن را به شدت دنبال ميكرد و شيفته آنها بود. همچنين به آلبر كامو، نهرو، كافكا، لنين، سارتر،انگلس،آناتول فرانس و … هم علاقه زيادي داشت. بعدها هم شيفته نويسندگان آمريكاي لاتين مانند كيروگا، آلگريا، ايكازا، داريو و آستورياس شد. همينها بود كه سبب شد بعدها سيا در گزارشي محرمانه، او را فردي كه كاملا مطالعه كرده و شايسته لقب يك روشنفكر است، بداند.

