



درباره کتاب
مجتبی مینوی
نویسندگان
زندگینامهی مجتبی مینوی
مجتبی مینوی در ۱۹ بهمن ۱۲۸۱ در تهران به دنیا آمد و چون پدرش، شیخ عیسی شریعتمداری، طلبه بود دوران کودکیاش را در سامرا گذراند. او از همان سالهای نخست با قرآن، گلستان سعدی و دیوان حافظ آشنا شد و علاقهاش به زبان و ادب فارسی شکل گرفت. پس از بازگشت به ایران، تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدارس امانت، اسلام، افتخاریه و دارالفنون ادامه داد و در دارالمعلمین مرکزی نیز تحصیل کرد. در همین دوران با چهرههایی چون صادق هدایت همدرس بود و بعدها با محمدعلی فروغی و علامه قزوینی آشنا شد که تأثیر عمیقی بر مسیر علمیاش گذاشتند.مینوی در دههی ۱۳۰۰، مینوی به عنوان تندنویس در مجلس شورای ملی مشغول به کار شد و همزمان زبان پهلوی را نزد پروفسور هرتسفلد آموخت. او مدتی در فرانسه و سپس در انگلستان اقامت داشت و با خاورشناسان برجستهای چون مینورسکی، هنینگ، دنیسن راس و والتر هنینگ ارتباط علمی برقرار کرد. در این دوره، زبانهای انگلیسی و فرانسوی را نیز فرا گرفت و در رادیو بیبیسی بخش فارسی فعالیت داشت.پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۲۸، به تدریس در دانشگاه تهران پرداخت و در سالهای بعد به عنوان رئیس تعلیمات عالیه وزارت فرهنگ و رایزن فرهنگی ایران در ترکیه منصوب شد. در ترکیه، با بررسی نسخههای خطی فارسی، عربی و ترکی، بیش از هزار نسخه را میکروفیلمبرداری کرد که اکنون در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگهداری میشوند. مینوی در تصحیح متون کلاسیک فارسی نقشی بیبدیل داشت. آثار مهمی چون نامه تنسر، نوروزنامه، ویس و رامین، کلیله و دمنه، عیونالحکمه ابنسینا، تنکسوقنامه رشیدالدین فضلالله، و بخشهایی از شاهنامه فردوسی را با دقت و وسواس علمی تصحیح کرد. او معتقد بود شاهنامه باید از افزودههای غیر اصیل پاک شود تا صدای واقعی فردوسی شنیده شود و در همین راستا بنیاد شاهنامه را پایهگذاری کرد. مینوی دوست صمیمی صادق هدایت بود و آثار مشترکی نیز پدید آوردهاند. مینوی همچنین در تدوین لغتنامه فارسی، تنظیم فهرست نسخههای خطی کتابخانه چستربیتی، و نگارش مقالات علمی و فرهنگی مشارکت داشت. او در کنگرههای بینالمللی متعددی شرکت کرد و همواره در پی معرفی فرهنگ ایرانی به جهان بود. با این وجود او بسیار متواضع بود و دست خطی از او بر جای مانده که در آن نوشته است: « اگر به اندازۀ بالِ پشه ای، به تمدن و فرهنگ ایران، خدمت کرده باشم، زندگانی من بیهوده نبوده است.»مجتبی مینوی در ۶ بهمن ۱۳۵۵، در تهران درگذشت و در آرامگاه مشاهیر بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
دربارهی مجتبی مینوی
مجتبی مینوی در نوزدهم بهمن ماه 1282 شمسی، در خانوادهای مذهبی متولد شد. او سه ساله بود و برادر دیگرش احمد تازه به دنیا آمده بود که پدرشان تصمیم گرفت برای تحصیلعلوم دینی در محضر شیخ محمد تقی شیرازی ، مرجع تقلید بزرگ آن زمان، عازم عراق شود. مادر که تازه از بیماری حصبه نجات یافته بود ناچار در تهران ماند تا دوران نقاهت را بگذراند و سه ماه بعد از پدر، همراه دو کودک خردسالش عازم عراق شد. اقامت این خانواده در سامره و نجف نزدیک به پنج سال ادامه یافت. مجتبی در هشت سالگی قرآن را حفظ کرد و خواندن و نوشتن فارسی و عربی را بلد بود. هنگامی که مجتبی مینوی شانزده سال داشت ، پدرش به سِمت رئیس عدلیه رشت منصوب و عازم آن شهر شد. حقوق پدر کفاف خرج خانواده را نمیداد، برای مجتبی شغل محرری(منشی گری) عدلیه را جور کرد. همزمان با قیام میرزا کوچک خان جنگلی، مجتبی مینوی عازم باکو شد و گویا در این سفر با لنین نیز دیداری داشته است اما بعدها از سیاست کناره گرفت و فقط به امور فرهنگی و ادبی پرداخت. مدتی نیز رایزن فرهنگی ایران در ترکیه بود و در مدت اقامتش از بسیاری از نسخ خطی فارسی موجود در کتابخانههای ترکیه عکسبرداری کرد. کتابخانهی مینوی بسیار غنی و شامل 25000 جلد کتاب بود که بنابر وصیت ایشان وقف شد و امروزه با عنوان کتابخانه و مرکز اسناد مجتبی مینوی در اختیار پژوهشگران و علاقمندان به علوم انسانی است. مینوی هنگام اقامت در لندن، مدتی در رادیو بیبیسی کار میکرد اما هنگام کودتای 28 مرداد 1332 همکاریاش را با این مرکز قطع کرد. مینوی جزو اولین گروه دانشجویانی است که برای ادامه تحصیل به اروپا عازم شدند. مینوی در جوانی، موردغضب رضاشاه قرار گرفت. زیرا در یکی از کتابهایش نوشته بود که ریشهی کلمهی پهلوی از پارت است و پارتها اقوام چادرنشین و راهزن بودهاند و بدخواهان به رضاشاه القاء کرده بودند که منظور مینوی این است که حکومت پهلوی راهزن است.مینوی از همسر اول خویش، الن بدهم (Ellen Badham) که اهل انگلستان بود، صاحب دو فرزند به نامهای رامین و ماکان و از همسر دومش شهربانو پرتوی نیز صاحب یک دختر به نام نیلوفر شد.مینوی در سال 1355 بر اثر شکستگی دنده ناشی از زمین خوردن به شدت مجروح شد و پس از مدتی درگذشت. او نخستین فردی بود که در این بخش مشاهیر بهشت زهرا دفن شد.
مطالب مرتبط
تاریخ به روایت کار و کامشاد

باز پس گیری انسان در عصر ماشین

چرا مردمان در برابر دشمن خارجی متحد میشوند؟ ناکامی دو قدرت اتمی در تجاوز به ایران، توسط پدر علم سیاست نوین پیشبینی شده بود





