فرهنگ ادبیات جهان
زهرا کیا (خانلری)
درباره کتاب
کتاب« فرهنگ ادبیات جهان» تألیف دکتر زهرا خانلری (اولین بانوی دکترای ادبیات فارسی ایران)، یکی از آثار مهم در زمینهی تاریخ ادبیات و نقد ادبی جهان است که به معرفی نویسندگان، آثار و جریانهای ادبی در نقاط مختلف جهان میپردازد و تلاش میکند تا خوانندگان را با تنوع فرهنگی و ادبیات جهانی آشنا کند.
در این کتاب، تعداد زیادی از شاعران و نویسندگان مطرح سراسر جهان به ترتیب حروف الفبا معرفی شدهاند؛ این معرفی، شامل مرور زندگینامه و معرفی آثار آنان است. خانلری در این کتاب سعی کرده در عین رعایت خلاصهنویسی، که از الزامات نوشتن فرهنگنامه است، اطلاعات کاملی را از هر شاعر یا نویسنده ارائه دهد اما طبیعتاً معرفی چهرههای مشهورتر، مفصلتر است و گاه به چند صفحه میرسد. همانطور که نویسنده در مقدمهی کتاب، ذکر کرده حجم غالب این اثر به معرفی شاعران و نویسندگان اروپایی و آمریکایی اختصاص دارد و تعداد انگشتشماری از ادیبان شرقی معرفی شدهاند. همچنین باید توجه داشت که این اثر در اواخر دههی پنجاه شمسی تألیف شده و بالتبع، معرفی شاعران و نویسندگانی که تا آن زمان مطرح بودهاند را در بر میگیرد. بنابراین به نظر میرسد نگارش جلدهای تکمیلی این اثر، ضروری است. کتاب فرهنگ ادبیات جهان، در حدود ۱۶۰۰ نوشته شده و نشاندهندهی مطالعات وسیع و اِشراف دکتر خانلری بر تاریخ ادبیات جهان و آثار ادبی است.
زهرا خانلری این کتاب را در شرایطی نوشت که در اثر فوت پسرش دچار افسردگی بود و بنابر قول اطرافیانش تا پایان عمر، جامهی سیاه از تن به در نکرد. باوجود سنگینبودن تألیف این اثر و نیاز به گروه مؤلفین، خانلری نوشتن این کتاب را یکتنه انجام داده است. این اثر توسط چهار چهرهی برجستهی ادبیات و ترجمه یعنی سیدرضا سیدحسینی، احمد بیرشک، محمود مصاحب وعلیرضا حیدری شده و حدود هجدهسال پس از تألیف و چند سال بعد از درگذشت زهرا خانلری توسط انتشارات خوارزمی منتشر شده است.
بریده خواندنی
آنتون چخوف در کریمه زاده شد. اجدادش از دهقانان بودند و پدرش دکانداری کم درآمد. چخوف کودکی را در دکان پدر و در محیطی ساده گذراند و هنگامی که خانواده در جستجوی کار بهتر به مسکو عزیمت کرد، او تنها در زادگاه خود ماند تا به تحصیلاتش ادامه دهد. پس از آن به دانشگاه مسکو رفت، در رشته پزشکی به تحصیل پرداخت و در ۱۸۸۴ آن را به پایان رساند. چخوف در ضمن تحصیل به انتشار قصه های طنزآمیز در مجلههای گوناگون دست زد که بسیار زود مورد توجه قرار گرفت. همین امر موجب شد که دست از پزشکی بردارد و یکباره به ادبیات و داستاننویسی بپردازد. اولین مجموعه قصه چخوف (قصههای گوناگون) شامل قصههای کوتاه توصیفی و جاندار است آمیخته با طنز و شوخ طبعی از زندگی طبقه کاسب و کارمندان اداری و خصوصیتهای اخلاقی و روحی آنان. این قصهها چنان پیروزی و شهرتی به دست آورد که بعضی از آنها نزد عامه مردم مورد تمثیل قرار گرفت اما چخوف پس از چندی از نوشتن قصههای کوتاه و خندهآور دست برداشت و توجه خود را به اعمال و حوادث و مسائل مادس زندگی مردم در آخر قرن نوزده معطوف داشت که غباری از غم بر آن دیده میشد و با لحنی انتقاد آمیز همراه بود.. چخوف در ۱۸۸۷ نمایشنامه ایوانوف را بر صحنه آورد که پس از چند شکست، سرانجام با پیروزی روبرو شد. از آن پس در زندگی چخوف حوادث برجسته ای روی نداد، جز سفری به ساخالین که نشانه هایی از آن در داستانهای کوتاهی مانند جزیره ساخالين دیده میشود. چخوف در قحطی ۱۸۹۲ که جنوب روسیه را ویران کرد در سازمان مددکاری بهداشتی شرکت کرد و پس از آن سالهای متمادی را در ملک کوچکی که در نزدیکی مسکو خریده بود گذراند و بیشتر آثار مشهور خود را در آنجا خلق کرده سپس بر اثر بیماری سل به جنوب روسیه رفت و در کریمه مستقر شد و در این منطقه غالباً با نویسندگانی چون ماکسیم گورکی و تولستوی ملاقات داشت.









