سفرنامه پولاک: ایران و ایرانیان
یاکوب ادوارد پولاک
نام مترجم کیکاووس جهانداریدرباره کتاب
«سفرنامهی پولاک» یکی از منابع ارزشمند دربارهی ایران و ایرانیان در دوره قاجار است که توسط «یاکوب ادوارد پولاک»، پزشک و محقق اتریشی، نوشته شده است. او در فاصلهی سالهای ۱۸۵۱ تا ۱۸۶۰ میلادی پس از ترور میرزا تقیخان امیرکبیر در ایران زندگی کرد و بهعنوان پزشک دربار ناصرالدینشاه و استاد دارالفنون فعالیت داشت. پس از ۹ سال زندگی در ایران، به وطن بازگشت و به یادگاری از خود کتابی درباره ایران مشهور به «ایران و ایرانیان» نوشت.
این کتاب که با عنوان اصلی «Persien. Das Land und seine Bewohner» (ایران، سرزمین و ساکنانش) در سال ۱۸۶۵ میلادی منتشر شد، تصویری جامع از اوضاع اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و پزشکی ایران در آن دوران ارائه میدهد. کتاب در دو بخش تنظیم شده است؛ بخش نخست که یازده فصل است، به زندگانى اجتماعى ایرانیان و بخش دوم در دوازده فصل به تاریخ اقتصادى، نظام سیاسى و سرانجام علوم پزشکى در ایران اختصاص دارد. پولاک در فصول کتاب تصویر تمامنمایى از جامعه، اقتصاد و سیاست ایران در دهه نخستین سلطنت ناصرالدین شاه به دست مىدهد و هر یک از فصلهاى کتابش حاوى نکات بسیار و مشاهدات تاریخى و اجتماعى با ارزش است.
سفرنامهی پولاک پس از سالها، همچنان یکی از معتبرترین منابع برای شناخت ایران در دورهی قاجار محسوب میشود و برای علاقهمندان به تاریخ، مردمشناسی و پزشکی سنتی ایران، منبع باارزشی است. پولاک، برخلاف برخی دیگر از سیاحان غربی، نگاهی بیطرفانه و علمی به ایران داشته و تلاش کرده توصیفات خود را بر اساس مشاهده و تجربه مستقیم ارائه دهد. این کتاب در دهه ۱۳۶۰ خورشیدی توسط «کیکاووس جهانداری» به فارسی منتشر شد و از همان زمان بهعنوان منبعی مهم برای پژوهشگران تاریخ و فرهنگ ایران مورد استفاده قرار دارد.
بریده خواندنی
اندرون شاه
زنان و کودکان شاه، کنیزان و سایر خدمه سیاه و سفید زن، در اندرون سلطنتی به سر میبرند. اندرون متشکل است از سه حیاط بزرگ مربوط به هم و يك قسمت مخصوص برای مادر شاه که به وی «والده یا مهد علیا» میگویند.
اداره امور به دست خواجهباشی است که هشت خواجهی دیگر هم زیر دست خود دارد؛ همهی آنها دارای عنوان آغا هستند. از آن گذشته اندرون دارای حمام و خزینه سلطنتی است که کلیدهای آنها را اغلب خواجهی اول حفظ و حراست میکند.
شاه در تابستان ۱۸۶۰ هنگامی که من پایتخت را ترک می کردم دارای چهارده زن بود؛ سه زن رسمی عقدی و یازده صیغه. عقديها شاهزاده خانمهائی بودند از خویشان و بستگان فتحعلیشاه و بقیه همه از مردم عادی تبریز و تهران؛ دو زن از این یازده زن به عنوان هدیه از شیراز برایش رسیدهاند. وی دارای اولاد متعددی بود و تا آنجا که من دریافتهام تعداد فرزندانش به سی و چهار تن بالغ بوده است که از آن زمره فقط چهار پسر و پنج دختر زنده ماندهاند. بزرگترین پسرش که مطابق با جدیدترین اخبار رسیده به ولایتعهدی برگزیده شده است «مظفر الدین» نام دارد. مادر وی یکی از دختران شاهزاده فتحالله میرزاست. از سه پسر دیگر دو تا به سلطان مسعود میرزا و سلطان حسین میرزا موسومند و مادر هر دو یکی از زنان صیغه ای تبریزی است که مادرش پرستار شاه بوده و شاه او را در تبریز به زنی گرفته است. چهارمین پسر با لقب نایب السلطنه نیز پسر یکی از صیغههاست که دختر معمار باشی تهران است. بقیهی بچهها به بیماری ورم دماغی ام الصبیان ، وبا و به بیماریهای دیگری که بر من معلوم نیست مردهاند.
(سفرنامۀ پولاک، زندگی خانوادگی و فعالیت جنسی، صفحۀ ۱۶۱)
کیکاووس جهانداری
مترجمین
زندگینامهی کیکاووس جهانداری
کیکاووس جهانداری (۹ آذر ۱۳۰۲ - ۲ بهمن ۱۳۹۳) مترجم، نویسنده و پژوهشگر ایرانی بود که در کرمانشاه متولد شد. تحصیلات متوسطه را در هنرستان صنعتی تهران، معروف به مدرسۀ صنعتی آلمانیها، آغاز کرد و پس از تعطیلی آن در پی آغاز جنگ جهانی دوم، مجبور به ترک مدرسه شد. اما این مدت تحصیل در این مدرسه او را به زبان آلمانی علاقمند کرد. همین علاقه سبب شد او در دانشگاه رشته زبانهای خارجی بخواند و در سال ۱۳۲۸ از دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران فارغالتحصیل شود.
جهانداری فعالیت حرفهای خود را در کتابخانۀ دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران آغاز کرد و از سال ۱۳۳۴ به مدت ۱۱ سال معاونت کتابخانۀ مجلس (سنای سابق) را بر عهده داشت. پس از آن نیز تا پیش از انقلاب اسلامی، ریاست آن کتابخانه بر عهدهی او بود. در سال ۱۳۳۹ به دعوت دانشگاه فرانکفورت به آلمان رفت و به تدریس زبان فارسی پرداخت. همچنین، مدتی مدیر بخش منابع خارجی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی بود. کیکاووس جهانداری در سن ۹۱ سالگی به خاطر بیماری ریوی در بیمارستان بستری شد و روز دوم بهمنماه ۱۳۹۳ شمسی، در تهران چشم از جهان فروبست.
دربارهی کیکاووس جهانداری
کیکاووس جهانداری از مترجمان بزرگ ایرانی بود که کتابهای متعددی را از زبان آلمانی و انگلیسی به فارسی برگردانده است. او را همرتبۀ مترجمان بزرگی همچون احمد آرام، نجف دریابندری و محمد قاضی میدانند که با تکیه بر ترجمهی دقیق و نثر روان نوشتاری، سهم بهسزایی در آشنایی ایرانیان با آثار برگزیده جهانی داشته است. برای مثال او کتاب «مارکوپولو در ایران» اثر آلفونس گابریل را به فارسی برگرداند و با ترجمه این اثر، این سفرنامه را به فارسیزبانان معرفی کرد. از دیگر آثار ترجمهشده توسط او میتوان به «گرگ بیابان» اثر هرمان هسه، «درباره شاهنشاهی ایران» اثر انگلبرت کمپفر، «سفرنامهی پولاک»، «سفرنامهی بلوشر»، «قطار به موقع رسید» اثر هاینریش بل و «تشکیل دولت ملی در ایران» اثر والتر هینتس اشاره کرد. او همچنین مقالاتی در مجلات «سخن»، «آینده»، «موسیقی» و «راهنمای کتاب» منتشر کرده است.
جهانداری در ترجمههای خود به امانتداری و وفاداری به متن اصلی توجه ویژهای داشت و سعی میکرد مفاهیم و ظرایف زبانی را بهدرستی منتقل کند تا خوانندگان بتوانند با سبک نویسنده اصلی آشنا شوند. بنابراین او از هرگونه تفسیر شخصی یا تغییرات در محتوای اثر اجتناب میکرد. فلسفه کاری جهانداری بر پایه پلسازی فرهنگی بین ایران و غرب استوار بود. در مجموع، کیکاووس جهانداری با تلاشهای خود در زمینه ترجمه و پژوهش، تأثیر قابلتوجهی بر ادبیات و فرهنگ ایران گذاشت و نام او بهعنوان یکی از مترجمان برجسته معاصر در تاریخ ادبیات فارسی به یادگار خواهد ماند.
جوایز کیکاووس جهانداری
کیکاووس جهانداری در سال ۱۳۸۷، بیستوششمین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران را در بخش تاریخ برای ترجمه «روم و ایران دو قدرت جهانی در کشاکش و همزیستی» دریافت کرد.
«سفرنامهی پولاک» یکی از منابع ارزشمند دربارهی ایران و ایرانیان در دوره قاجار است که توسط «یاکوب ادوارد پولاک»، پزشک و محقق اتریشی، نوشته شده است. او در فاصلهی سالهای ۱۸۵۱ تا ۱۸۶۰ میلادی پس از ترور میرزا تقیخان امیرکبیر در ایران زندگی کرد و بهعنوان پزشک دربار ناصرالدینشاه و استاد دارالفنون فعالیت داشت. پس از ۹ سال زندگی در ایران، به وطن بازگشت و به یادگاری از خود کتابی درباره ایران مشهور به «ایران و ایرانیان» نوشت.
این کتاب که با عنوان اصلی «Persien. Das Land und seine Bewohner» (ایران، سرزمین و ساکنانش) در سال ۱۸۶۵ میلادی منتشر شد، تصویری جامع از اوضاع اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و پزشکی ایران در آن دوران ارائه میدهد. کتاب در دو بخش تنظیم شده است؛ بخش نخست که یازده فصل است، به زندگانى اجتماعى ایرانیان و بخش دوم در دوازده فصل به تاریخ اقتصادى، نظام سیاسى و سرانجام علوم پزشکى در ایران اختصاص دارد. پولاک در فصول کتاب تصویر تمامنمایى از جامعه، اقتصاد و سیاست ایران در دهه نخستین سلطنت ناصرالدین شاه به دست مىدهد و هر یک از فصلهاى کتابش حاوى نکات بسیار و مشاهدات تاریخى و اجتماعى با ارزش است.
سفرنامهی پولاک پس از سالها، همچنان یکی از معتبرترین منابع برای شناخت ایران در دورهی قاجار محسوب میشود و برای علاقهمندان به تاریخ، مردمشناسی و پزشکی سنتی ایران، منبع باارزشی است. پولاک، برخلاف برخی دیگر از سیاحان غربی، نگاهی بیطرفانه و علمی به ایران داشته و تلاش کرده توصیفات خود را بر اساس مشاهده و تجربه مستقیم ارائه دهد. این کتاب در دهه ۱۳۶۰ خورشیدی توسط «کیکاووس جهانداری» به فارسی منتشر شد و از همان زمان بهعنوان منبعی مهم برای پژوهشگران تاریخ و فرهنگ ایران مورد استفاده قرار دارد.
" ["other_authors_review"]=> array(2) { [0]=> array(4) { ["img"]=> string(67) "https://kharazmipub.ir/wp-content/uploads/2025/05/Ahmad-Ashraf.webp" ["name"]=> string(18) "احمد اشرف " ["about"]=> string(18) "احمد اشرف " ["review"]=> string(315) "«پولاک، برخلاف بسیاری از سیاحان غربی، به دلیل اقامت طولانی در ایران و تسلط بر زبان فارسی، درک عمیقی از جامعه ایرانی پیدا کرده و گزارشهایش از ارزش علمی بالایی برخوردار است.»" } [1]=> array(4) { ["img"]=> string(74) "https://kharazmipub.ir/wp-content/uploads/2025/05/علی-دهباشی.webp" ["name"]=> string(19) "علی دهباشی" ["about"]=> string(32) "سردبیر مجله بخارا" ["review"]=> string(353) "«آشنایی ما با پولاک مرهون همت استاد کیکاووس جهانداری است. وی کتاب «سفرنامهی پولاک» یا کتاب «ایران و ایرانیان» را از زبان آلمانی به فارسی ترجمه کرد که در سال ۱۳۶۱ توسط انتشارات خوارزمی منتشر شد»" } } ["readable_slice"]=> string(2581) "اندرون شاه
زنان و کودکان شاه، کنیزان و سایر خدمه سیاه و سفید زن، در اندرون سلطنتی به سر میبرند. اندرون متشکل است از سه حیاط بزرگ مربوط به هم و يك قسمت مخصوص برای مادر شاه که به وی «والده یا مهد علیا» میگویند.
اداره امور به دست خواجهباشی است که هشت خواجهی دیگر هم زیر دست خود دارد؛ همهی آنها دارای عنوان آغا هستند. از آن گذشته اندرون دارای حمام و خزینه سلطنتی است که کلیدهای آنها را اغلب خواجهی اول حفظ و حراست میکند.
شاه در تابستان ۱۸۶۰ هنگامی که من پایتخت را ترک می کردم دارای چهارده زن بود؛ سه زن رسمی عقدی و یازده صیغه. عقديها شاهزاده خانمهائی بودند از خویشان و بستگان فتحعلیشاه و بقیه همه از مردم عادی تبریز و تهران؛ دو زن از این یازده زن به عنوان هدیه از شیراز برایش رسیدهاند. وی دارای اولاد متعددی بود و تا آنجا که من دریافتهام تعداد فرزندانش به سی و چهار تن بالغ بوده است که از آن زمره فقط چهار پسر و پنج دختر زنده ماندهاند. بزرگترین پسرش که مطابق با جدیدترین اخبار رسیده به ولایتعهدی برگزیده شده است «مظفر الدین» نام دارد. مادر وی یکی از دختران شاهزاده فتحالله میرزاست. از سه پسر دیگر دو تا به سلطان مسعود میرزا و سلطان حسین میرزا موسومند و مادر هر دو یکی از زنان صیغه ای تبریزی است که مادرش پرستار شاه بوده و شاه او را در تبریز به زنی گرفته است. چهارمین پسر با لقب نایب السلطنه نیز پسر یکی از صیغههاست که دختر معمار باشی تهران است. بقیهی بچهها به بیماری ورم دماغی ام الصبیان ، وبا و به بیماریهای دیگری که بر من معلوم نیست مردهاند.
(سفرنامۀ پولاک، زندگی خانوادگی و فعالیت جنسی، صفحۀ ۱۶۱)
" ["book_sample_pdf"]=> string(81) "https://kharazmi-pub.ir/wp-content/uploads/2025/05/کهوند-1-11_compressed.pdf" ["audio_slices"]=> bool(false) ["author"]=> array(1) { [0]=> object(WP_Post)#5812 (24) { ["ID"]=> int(2483) ["post_author"]=> string(1) "3" ["post_date"]=> string(19) "2025-05-24 09:52:46" ["post_date_gmt"]=> string(19) "2025-05-24 06:22:46" ["post_content"]=> string(8102) "زندگینامهی یاکوب ادوارد پولاک
یاکوب ادوارد پولاک، پزشک و ایرانپژوه یهودی تبعۀ اتریش در ۱۲ نوامبر ۱۸۱۸ میلادی در بوهم (که امروزه بخشی از جمهوری چک است) متولد شد. او در دانشگاه وین پزشکی خواند و پس از ۳ سال کار به عنوان پزشک بیمارستان عمومی ـ سلطنتی وین، به جراحی و پژوهش در علوم طبیعی مشغول شد تا آنکه در ۱۲۶۶ق / ۱۸۵۰م، «میرزا تقیخان امیرکبیر»، صدراعظم نامی ایران، بر آن شد تا با تأسیس دارالفنون، ایرانیان را از دانش اروپاییان، از جمله پزشکی نوین بهرهمند سازد. در این سال امیرکبیر به میرزا داوودخان (جان داود) ارمنی، مترجم اول دولت علیۀ ایران، دستور داد به وین برود و ۶ نفر معلم ماهر اتریشی یا پروسی و از آن جمله معلمی برای تدریس «حکمت و جراحی و تشریح» در مکتبخانۀ پادشاهی (که بعدها دارالفنون نامیده شد) به استخدام دولت ایران درآورد. پولاک و ۵ تن دیگر در ۲۷ محرم ۱۲۶۸ قمری (۲۴ نوامبر ۱۸۵۱میلادی)، تنها دو روز پس از برکناری امیرکبیر به تهران رسیدند. با گشایش دارالفنون و شعبۀ طب آن، پولاک نخستین کسی بود که رسماً به تدریس پزشکی نوین در ایران پرداخت.
او در آغاز با کمک مترجم تدریس میکرد، اما بعد کوشید تا زبان فارسی را یاد بگیرد. موفقیت وی در این کار از یک سو و آشنایی برخی از شاگردان مدرسه با پزشکی کهن ایرانی موجب شد که او بتواند با همکاری شاگردان خود چند اثر در پزشکی به زبان فارسی از خود به یادگار بگذارد که در آن معادلهای فارسی یا عربی اصطلاحات فرانسه نسبتاً دقیق انتخاب شده است. این آثار نخستین کتب درسی پزشکی دارالفنون بود و نگارش آنها از جمله تعهدات پولاک در دارالفنون به شمار میآمد. او برای کار عملی دانشجویانش، بیمارستانی تأسیس کرد که در حدود سال ۱۲۷۱ قمری آغاز به کار نمود. پولاک درمانگاهی نیز برای مراجعۀ افراد عادی در محل دارالفنون تأسیس کرد که شاگردان زیر نظر او نسخه مینوشتند و داروهای لازم را «فوکتی» (داروساز دربار) میساخت.
پولاک ۴ سال بعد از ورود به ایران، پزشک شخصی ناصرالدین شاه شد. او به مدت ۹ سال (۱۸۵۱- ۱۸۶۰) در ایران سکونت داشت و پس از ترک کشور ما، به وین بازگشت و تا پایان عمر به تدریس و تحقیق در زمینه پزشکی و فرهنگهای شرقی پرداخت. او البته یک بار دیگر در سال ۱۸۸۲ هم به ایران آمد و در منطقه الوند به تحقیق و پژوهش مشغول شد. ادوارد پولاک در ۸ اکتبر ۱۸۹۱ در وین درگذشت.
دربارهی یاکوب ادوارد پولاک
یاکوب ادوارد پولاک (۱۸۱۸–۱۸۹۱) پزشک، شرقشناس و نویسنده اتریشی بود که در دوران ناصرالدینشاه قاجار به مدت ۹ سال در ایران زندگی کرد. او به عنوان اولین استاد پزشکی نوین در دارالفنون و پزشک دربار ناصرالدینشاه شناخته میشود و او را باید بنیانگذار بسیاری از اقدامات و فعالیتهای طب نوین در ایران دانست. از جمله، اولین جراحی ثبت شده در دسامبر۱۸۵۲ که در آن برای نخستین بار در ایران از اِتِر برای بیهوشی استفاده شد به زمان پولاک باز میگردد. همچنین تشریح جسد یکی از معلمان اتریشی دارالفنون در ژانویۀ ۱۸۵۴ برای بررسی احتمال قتل وی، نخستین کالبد شکافی رسمی جسد انسان و البته نخستین نمونه از بررسیهای معمول در پزشکی قانونی در تاریخ ایران به شمار میرود که مربوط به دوره اوست.
پولاک در دوران تدریسش در دارالفنون، کتابها و مقالات زیادی نوشت که همین باعث شد نام او در تاریخ پزشکی ایرانیان باقی بماند و پولاک نسبت به دیگر طبیبان فرنگیای که در دوره قاجار در ایران بودند مشهورتر باشد. یکی از کتابهای پولاک دربارهی «تشریح» بود که به کمک «میرزا محمدحسین افشار» یکی از شاگردان و مترجمش، به فارسی منتشر شد. منشا بسیاری از اصطلاحات و لغاتی که در تشریحِ فارسی امروز به کار میرود از آن کتاب سرچشمه میگیرد. او همچنین در آن سالها یک کتاب دربارهی «جراحی اختصاصی چشم» و یک «راهنمای طب نظامی» برای معالجهی شایعترین بیماریهای سربازان ایرانی نوشته بود. ادوارد پولاک بعد از ترک ایران، ارتباطش با ایران را قطع نکرد و به پژوهش درباره ایران ادامه داد و حتی به آموزش زبان فارسی در اتریش روی آورد. سفرنامهی معروف او به ایران نیز که با عنوان «سفرنامهی پولاک» شناخته میشود، بعد از ترک ایران، توسط او نوشته شد. این کتاب از جمله منابع ارزشمند برای مطالعات تاریخی و فرهنگی درباره ایران در قرن نوزدهم محسوب میشود.
جوایز یاکوب ادوارد پولاک
طبق جستجوهای انجام شده، پولاک به خاطر جایگاه نویسندگیاش، جایزهای دریافت نکرد اما به واسطهی نقش پژوهشی و دیپلماتیک خود نشانهایی از دولت ایران و اتریش گرفت. از جمله:
- سردوشی درجهی دوم از دولت قاجار
- سلسلهنشان شیر و خورشید (Sonnen- und Löwenorden)از ایران
- نشان فرانز یوزف (Franz-Joseph-Orden) از امپراتوری اتریش
- مدال طلای هنر و علم (Goldene Medaille für Kunst und Wissenschaft)
زندگینامهی کیکاووس جهانداری
کیکاووس جهانداری (۹ آذر ۱۳۰۲ - ۲ بهمن ۱۳۹۳) مترجم، نویسنده و پژوهشگر ایرانی بود که در کرمانشاه متولد شد. تحصیلات متوسطه را در هنرستان صنعتی تهران، معروف به مدرسۀ صنعتی آلمانیها، آغاز کرد و پس از تعطیلی آن در پی آغاز جنگ جهانی دوم، مجبور به ترک مدرسه شد. اما این مدت تحصیل در این مدرسه او را به زبان آلمانی علاقمند کرد. همین علاقه سبب شد او در دانشگاه رشته زبانهای خارجی بخواند و در سال ۱۳۲۸ از دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران فارغالتحصیل شود.
جهانداری فعالیت حرفهای خود را در کتابخانۀ دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران آغاز کرد و از سال ۱۳۳۴ به مدت ۱۱ سال معاونت کتابخانۀ مجلس (سنای سابق) را بر عهده داشت. پس از آن نیز تا پیش از انقلاب اسلامی، ریاست آن کتابخانه بر عهدهی او بود. در سال ۱۳۳۹ به دعوت دانشگاه فرانکفورت به آلمان رفت و به تدریس زبان فارسی پرداخت. همچنین، مدتی مدیر بخش منابع خارجی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی بود. کیکاووس جهانداری در سن ۹۱ سالگی به خاطر بیماری ریوی در بیمارستان بستری شد و روز دوم بهمنماه ۱۳۹۳ شمسی، در تهران چشم از جهان فروبست.
دربارهی کیکاووس جهانداری
کیکاووس جهانداری از مترجمان بزرگ ایرانی بود که کتابهای متعددی را از زبان آلمانی و انگلیسی به فارسی برگردانده است. او را همرتبۀ مترجمان بزرگی همچون احمد آرام، نجف دریابندری و محمد قاضی میدانند که با تکیه بر ترجمهی دقیق و نثر روان نوشتاری، سهم بهسزایی در آشنایی ایرانیان با آثار برگزیده جهانی داشته است. برای مثال او کتاب «مارکوپولو در ایران» اثر آلفونس گابریل را به فارسی برگرداند و با ترجمه این اثر، این سفرنامه را به فارسیزبانان معرفی کرد. از دیگر آثار ترجمهشده توسط او میتوان به «گرگ بیابان» اثر هرمان هسه، «درباره شاهنشاهی ایران» اثر انگلبرت کمپفر، «سفرنامهی پولاک»، «سفرنامهی بلوشر»، «قطار به موقع رسید» اثر هاینریش بل و «تشکیل دولت ملی در ایران» اثر والتر هینتس اشاره کرد. او همچنین مقالاتی در مجلات «سخن»، «آینده»، «موسیقی» و «راهنمای کتاب» منتشر کرده است.
جهانداری در ترجمههای خود به امانتداری و وفاداری به متن اصلی توجه ویژهای داشت و سعی میکرد مفاهیم و ظرایف زبانی را بهدرستی منتقل کند تا خوانندگان بتوانند با سبک نویسنده اصلی آشنا شوند. بنابراین او از هرگونه تفسیر شخصی یا تغییرات در محتوای اثر اجتناب میکرد. فلسفه کاری جهانداری بر پایه پلسازی فرهنگی بین ایران و غرب استوار بود. در مجموع، کیکاووس جهانداری با تلاشهای خود در زمینه ترجمه و پژوهش، تأثیر قابلتوجهی بر ادبیات و فرهنگ ایران گذاشت و نام او بهعنوان یکی از مترجمان برجسته معاصر در تاریخ ادبیات فارسی به یادگار خواهد ماند.
جوایز کیکاووس جهانداری
کیکاووس جهانداری در سال ۱۳۸۷، بیستوششمین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران را در بخش تاریخ برای ترجمه «روم و ایران دو قدرت جهانی در کشاکش و همزیستی» دریافت کرد.
" ["post_title"]=> string(31) "کیکاووس جهانداری" ["post_excerpt"]=> string(0) "" ["post_status"]=> string(7) "publish" ["comment_status"]=> string(6) "closed" ["ping_status"]=> string(6) "closed" ["post_password"]=> string(0) "" ["post_name"]=> string(91) "%da%a9%db%8c%da%a9%d8%a7%d9%88%d9%88%d8%b3-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c" ["to_ping"]=> string(0) "" ["pinged"]=> string(0) "" ["post_modified"]=> string(19) "2026-05-30 13:42:08" ["post_modified_gmt"]=> string(19) "2026-05-30 10:12:08" ["post_content_filtered"]=> string(0) "" ["post_parent"]=> int(0) ["guid"]=> string(56) "https://kharazmipub.ir/?post_type=originator&p=2485" ["menu_order"]=> int(0) ["post_type"]=> string(10) "originator" ["post_mime_type"]=> string(0) "" ["comment_count"]=> string(1) "0" ["filter"]=> string(3) "raw" } } ["authors_names"]=> string(182) "یاکوب ادوارد پولاک" ["translators_names"]=> string(172) "کیکاووس جهانداری" ["authors_reviews"]=> array(1) { [0]=> array(1) { ["review"]=> string(601) "«در کتاب حاضر کوشش کردهام از اخلاق و رفتار، آداب و طرز زندگی یکی از جالبترین ملل عالم تصویری به دست بدهم. ملتی که افتخاراتش بیشتر زاده اعمال و اقداماتی است که در گذشتههای دور انجام گرفته است ولی هنوز گرفتار عوارض کهولت نشده بلکه کاملاً لیاقت آن را دارد که باز در تاریخ فرهنگ و جهان آینده سهم بهسزایی به عهده بگیرد.» (مقدمۀ کتاب)" } } ["translators_reviews"]=> array(1) { [0]=> array(1) { ["review"]=> string(344) "کیکاووس جهانداری، مترجم کتاب، در گفتگویی خصوصی با تورج اتابکی، پژوهشگر تاریخ اجتماعی، درباره¬ی انگیزه¬اش از ترجمه¬ی خاطرات پولاک گفته بود: «از سیاست بسیار گفته شده، کمی هم از مردم بگوییم.»" } } ["quotes"]=> array(5) { [0]=> array(2) { ["text"]=> string(380) "یکی از خصوصیات ایرانیها این است که به محض آنکه به مقامی، قدرتی و ثروتی برسند منزل جدیدی ترتیب میدهند و آن را بدون اندازۀ معقول بیهیچ هدف و مقصودی توسعه میبخشند؛ ایرانی از ساختن و توسعه دادن لذت میبرد.
" ["location"]=> string(62) "سفرنامۀ پولاک- خانهها- صفحهی ۴۴" } [1]=> array(2) { ["text"]=> string(400) "منظور از چلو، برنج آبپز کمچربی است؛ چلو را یا به عنوان غذایی خاص یا به عنوان مخلفات با انواع آبگوشت و لبنیات میخورند و غذایی است سبک و سهل الهضم که به خصوص به بیماران و کسانی که درحال نقاهت به سر میبرند میسازند.
" ["location"]=> string(85) "سفرنامۀ پولاک- غذاها و طرز تهیه آنها- صفحهی ۸۱" } [2]=> array(2) { ["text"]=> string(439) "هرگاه ایرانی بخواهد به حضور رئیس خود شرفیاب شود روی همی لباسهای خود جبهای نیز از شال، پارچه یا آغاری به دوش میاندازد که از گردن تا پاشنهی او را میپوشاند و آستینهای آن چندان بلند است که حتی دستها را نیز میتواند در خود پنهان بدارد.
" ["location"]=> string(90) "سفرنامۀ پولاک- لباس، زیب و زیور و سلاح- صفحهی ۱۰۸" } [3]=> array(2) { ["text"]=> string(349) "کشتی گرفتن: این ورزش فقط توسط کشتیگیران حرفهای انجام میگیرد. در کشتی گرفتن فقط زور شرط نیست بلکه به کار بردن درست فنها نیز مهم است که در اثر آن بیآنکه خود متوجه باشد به زمین میخورد.
" ["location"]=> string(92) "سفرنامۀ پولاک-آسایش و جنبش، شکار، ورزش- صفحهی ۱۳۵" } [4]=> array(2) { ["text"]=> string(399) "غلام را در ایران هرگز به کار سخت و شاق یا کشاورزی نمیگمارند بلکه آنها را در خانههای اعیان مانند یکی از وسایل تجملی نگاه میدارند؛ این دیگر از لوازم بزرگی به شمار میآید که خدم و حشمی از رنگهای گوناگون داشته باشند.
" ["location"]=> string(94) "سفرنامۀ پولاک- نوکران، غلامان و خواجگان- صفحهی ۱۷۳" } } }








