تفنگهای خانم کارار و رویاهای سیمون ماشار
برتولت برشت
نام مترجم فرامرز بهزاددرباره کتاب
کتاب «تفنگهای خانم کارار و رویاهای سیمون ماشار» مجموعه ای از دو نمایشنامه مهم اثر برتولت برشت است که در دوره های مختلف زندگی ادبی او نوشته شده اند و هر دو با محوریت جنگ، مقاومت و مسئولیت انسان در برابر بحران های تاریخی شکل گرفته اند. این اثر نخستین بار شامل نمایشنامه «تفنگهای خانم کارار» در سال ۱۹۳۷ و «رویاهای سیمون ماشار» در سال ۱۹۴۲ است؛ دو متنی که بازتاب دهنده نگاه سیاسی و انسانی برشت به دوران جنگ داخلی اسپانیا، ظهور فاشیسم و ضرورت مقاومت در برابر ظلم هستند. برشت در این نمایشنامه ها، برخلاف روایت های قهرمان محور سنتی، تلاش می کند انسان های عادی را در موقعیت هایی قرار دهد که ناچار به انتخاب اخلاقی و تاریخی می شوند.
نمایشنامه «تفنگهای خانم کارار» در بستر جنگ داخلی اسپانیا نوشته شده است و داستان ترزا کارار، مادری اندلسی را روایت می کند که پس از مرگ همسرش در جنگ، تلاش می کند فرزندان خود را از درگیری های سیاسی دور نگه دارد. او در آغاز بر بی طرفی و حفظ امنیت خانواده تاکید دارد، اما در مواجهه با خشونت و سرکوب، به تدریج درمی یابد که بی تفاوتی در برابر ظلم نیز نوعی انتخاب است. برشت در این اثر، مسئله مسئولیت فردی در برابر تاریخ را بررسی می کند و نشان می دهد که انسان چگونه در شرایط بحرانی، میان حفظ زندگی شخصی و دفاع از عدالت اجتماعی قرار می گیرد.
این نمایشنامه اقتباسی آزاد از اثر «سواران به دریا» نوشته جان میلینگتون سینگ است، اما برشت فضای داستان را از یک تراژدی خانوادگی به زمینه ای سیاسی و تاریخی منتقل می کند. برخلاف بسیاری از آثار نظری او در زمینه تئاتر حماسی، «تفنگهای خانم کارار» از عناصر همذات پنداری و ساختار دراماتیک سنتی بیشتری بهره می برد؛ زیرا هدف برشت در این اثر، ایجاد واکنش فوری در برابر خطر فاشیسم و حمایت از مقاومت مردم اسپانیا بود. همین ویژگی سبب شده است که این نمایشنامه همواره موضوع بحث میان منتقدان درباره رابطه میان نظریه تئاتری برشت و ضرورت های سیاسی زمانه او باشد.
نمایشنامه «رویاهای سیمون ماشار» که برشت آن را در دوران تبعید در آمریکا و با همکاری لیون فوشتوانگر نوشت، روایت دیگری از مقاومت در برابر اشغال و استبداد ارائه می دهد. داستان در فرانسه سال ۱۹۴۰ و همزمان با پیشروی نیروهای آلمانی رخ می دهد و درباره دختر نوجوانی به نام سیمون ماشار است که در یک پمپ بنزین کار می کند. او هنگام مطالعه داستان ژاندارک، میان واقعیت و رویا حرکت می کند و در خیال خود به قهرمانی شبیه ژاندارک تبدیل می شود؛ شخصیتی که در برابر دشمن ایستادگی می کند و از قربانیان جنگ دفاع می کند.
برشت در این نمایشنامه، زندگی یک انسان معمولی را با یک الگوی تاریخی و اسطوره ای پیوند می دهد تا نشان دهد قهرمانی نه ویژگی ذاتی افراد خاص، بلکه امکانی انسانی در شرایط دشوار تاریخی است. رویاهای سیمون، بازتاب کشمکش میان ترس و شجاعت، انفعال و مقاومت است و نشان می دهد چگونه آگاهی فردی می تواند در برابر ساختارهای سرکوبگر شکل بگیرد.
هر دو نمایشنامه از ویژگی های اصلی اندیشه نمایشی برشت، یعنی توجه به مسائل اجتماعی، نقد قدرت و برانگیختن تفکر مخاطب بهره می برند. با این حال، شیوه پرداخت آنها متفاوت است؛ «تفنگهای خانم کارار» بیشتر اثری سیاسی و واکنشی در برابر جنگ داخلی اسپانیا است، در حالی که «رویاهای سیمون ماشار» با بهره گیری از عناصر رویا، تاریخ و نمادپردازی، به مسئله مقاومت در برابر اشغال و فاشیسم می پردازد.
اهمیت این مجموعه تنها به موضوعات تاریخی آن محدود نمی شود، بلکه جایگاه آن در تحول تئاتر قرن بیستم نیز قابل توجه است. برشت با استفاده از نمایشنامه به عنوان ابزاری برای اندیشیدن درباره جامعه و سیاست، تاثیر عمیقی بر تئاتر مدرن گذاشت و شیوه «فاصله گذاری» او، مخاطبان را از پذیرش منفعلانه روایت بازمی داشت و آنان را به تحلیل و داوری درباره مسائل مطرح شده دعوت می کرد.
ترجمه فارسی این اثر توسط فرامرز بهزاد انجام شده و انتشارات خوارزمی آن را منتشر کرده است. انتشار این مجموعه در زبان فارسی، امکان آشنایی خوانندگان ایرانی با دو نمونه مهم از نمایشنامه های سیاسی و اجتماعی برشت را فراهم کرده است؛ آثاری که همچنان پس از گذشت دهه ها، به دلیل پرداختن به موضوعاتی چون جنگ، مسئولیت اخلاقی، مقاومت و نقش انسان در برابر تاریخ، اهمیت خود را حفظ کرده اند.
فرامرز بهزاد
مترجمین
زندگینامه فرامرز بهزاد
فرامرز بهزاد ( ۱۳۱۴رشت -۱۴۰۱) مترجم، زبانشناس و فرهنگنویس برجسته ایرانی-آلمانی بود که به دلیل نقش مهم خود در معرفی ادبیات فارسی و آلمانی شهرت داشت. او فرزند محمود بهزاد، زیستشناس و مترجم معتبر ایرانی، بود. فرامرز بهزاد تحصیلات عالی خود را در آلمان دنبال کرد و بعدها به یکی از چهرههای برجسته مطالعات ایرانشناسی در این کشور تبدیل شد.
فعالیتهای دانشگاهی بهزاد عمدتاً با دانشگاه بامبرگ در آلمان گره خورده است، جایی که او نقش مهمی در توسعه مطالعات ایرانشناسی ایفا کرد. تخصص او در زبانهای آلمانی و فارسی، زمینهساز ترجمههای او شد و آثار ادبی مهم آلمانی را به جامعه فارسیزبان معرفی کرد.
علاوه بر ترجمه، بهزاد در زمینه فرهنگنویسی نیز فعالیت چشمگیری داشت. او فرهنگهای جامع آلمانی-فارسی و فارسی-آلمانی را تألیف کرد که به منابع اساسی برای دانشجویان و پژوهشگران هر دو زبان تبدیل شدهاند. فرهنگ آلمانی-فارسی او که نخستین بار در سال ۱۳۸۰ منتشر شد، چندین بار تجدید چاپ شد که اهمیت و استفاده گسترده از آن را نشان میدهد. نسخه هفتم این فرهنگ با ۳۳۰۰ نسخه و ۱۰۶۰ صفحه منتشر شد که نشاندهنده محتوای گسترده و کاربرد آن است.
فرامرز بهزاد در بهمن ۱۴۰۱ در سن ۸۶ سالگی در شهر بامبرگ آلمان درگذشت. همکاران و دانشجویان او را به عنوان یک آموزگار دلسوز، یک پژوهشگر پرشور و یک راهنمای مهربان به یاد میآورند که آثارش همچنان الهامبخش نسلهای آینده است.
درباره فرامرز بهزاد
فرامرز بهزاد، فراتر از یک مترجم و فرهنگنویس، یک رابط فرهنگی میان ایران و آلمان بود. تسلط کمنظیر او بر زبانهای فارسی و آلمانی، او را به یکی از چهرههای برجسته در انتقال ایدهها و آثار ادبی میان این دو فرهنگ تبدیل کرد. ویژگی شاخص کارهای او، توجه عمیق به بافت فرهنگی و اجتماعی متون بود. در ترجمه آثار نویسندگانی چون فرانتس کافکا و برتولت برشت، او تنها معنای کلمات را نمینوشت، بلکه جان و فضای اثر را به خواننده منتقل میکرد.
از جمله ترجمههای برجسته او میتوان به «پزشک دهکده» و «نامه به پدر» از فرانتس کافکا و همچنین «تفنگهای زن کارار»، «صعود مقاوم آرتورو اوی» و «شویک در جنگ جهانی دوم» و «درباره تاتر» از برتولت برشت اشاره کرد. این ترجمهها نقش مهمی در معرفی و محبوبیت ادبیات آلمانی در ایران داشتند.
بهزاد در نگارش فرهنگهای جامع نیز دقت و جزئیات بالایی به کار برد و این آثار را به منابعی ضروری برای پژوهشگران و مترجمان تبدیل کرد. فرهنگهای او با محتوای غنی و ساختار دقیق، استاندارد جدیدی برای منابع زبانی ایجاد کردند.
بهزاد علاوه بر فعالیتهای ترجمه و فرهنگنویسی، کتابهایی مانند «قصهگویان مدرن جهان – ایران» را ویرایش کرد که ادبیات معاصر ایران را به خوانندگان آلمانی معرفی میکرد و تلاشهای علمی و انتشارات او تأثیر ماندگاری بر مطالعات ایرانشناسی در آلمان داشت.
او بر این باور بود که ترجمه، یک عمل خلاقانه و فلسفی است که نیازمند درک عمیق از زبان و فرهنگ است. تعهد به کیفیت و اصالت، بهزاد را به یک چهره ماندگار در عرصه فرهنگ و ادبیات بدل ساخت.






