ابله

فئودور داستایفسکی

نام مترجم مهری آهی
چاپ اول ۱۳۹۵
تعداد صفحه ۱۰۶۶
نوبت چاپ ۷
نوع جلد گالینگور
شابک ۹۷۸۹۶۴۴۸۷۱۵۶۶

درباره کتاب

رمان «ابله» (Идиот) اثر فئودور میخائیلوویچ داستایفسکی، یکی از مهم‌ترین آثار ادبیات روسیه و از برجسته‌ترین رمان‌های قرن نوزدهم است که نخستین بار در فاصله سال‌های ۱۸۶۸ تا ۱۸۶۹ به صورت پاورقی در مجله «روسکی وستنیکРусский вестник / » (پیام‌آور روس) منتشر شد. داستایفسکی در این اثر تلاش می‌کند یکی از دشوارترین مسائل اخلاقی و انسانی خود را به آزمایش بگذارد: آیا می‌توان انسانی کاملا نیک، صادق، مهربان و بی‌ریا را در مرکز جامعه‌ای سرشار از خودخواهی، حرص، شهوت، خشونت و رقابت قرار داد و دید که چنین انسانی چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد؟ شخصیت اصلی رمان، شاهزاده لِف نیکلایویچ میشکین، تجسم همین تجربه اخلاقی است؛ انسانی که سادگی، شفقت و بی‌پیرایگی او در نظر بسیاری از اطرافیانش نه نشانه خرد، بلکه نشانه حماقت تلقی می‌شود.
داستان با بازگشت میشکین به روسیه آغاز می‌شود. او پس از چند سال اقامت در سوئیس، جایی که برای درمان بیماری صرع تحت مراقبت بوده است، در قطار راهی سن‌پترزبورگ می‌شود و در همان سفر با پارفیون روگوژین آشنا می‌شود؛ مردی ثروتمند و پرشور که دلباختگی شدید و بیمارگونه‌ای نسبت به ناستاسیا فیلیپوونا دارد. میشکین پس از ورود به سن‌پترزبورگ با خانواده اپانچین و مجموعه‌ای از شخصیت‌های متعلق به طبقات مختلف جامعه روسیه روبه‌رو می‌شود. آشنایی او با ناستاسیا فیلیپوونا و آگلایا اپانچین و شکل‌گیری رابطه پیچیده میان او، این دو زن و روگوژین، به تدریج رمان را به شبکه‌ای از عشق، حسادت، ترحم، میل، فریب و خشونت تبدیل می‌کند.
میشکین در مرکز این روابط، برخلاف منطق معمول جامعه پیرامون خود رفتار می‌کند. او به جای قضاوت دیگران، تلاش می‌کند رنج و ضعف آنان را درک کند و حتی در برابر کسانی که به او آسیب می‌زنند، با شفقت واکنش نشان می‌دهد. همین ویژگی، او را به شخصیتی بیگانه با مناسبات اجتماعی اطرافش تبدیل می‌کند. عنوان «ابله» نیز از همین تضاد سرچشمه می‌گیرد: دیگران سادگی، صداقت و ناتوانی او در بازی‌های اجتماعی را با نادانی اشتباه می‌گیرند، در حالی که میشکین در بسیاری از موقعیت‌ها از پیچیدگی و رنج انسان‌ها آگاهی عمیقی دارد. داستایفسکی از این طریق مفهوم متعارف عقل و حماقت را به چالش می‌کشد و می‌پرسد آیا انسانی که حاضر نیست برای حفظ منافع خود دروغ بگوید و دیگران را فریب دهد، در جامعه‌ای فاسد واقعا «عاقل» است یا «ابله».
ایده مرکزی رمان پیش از آغاز نگارش نهایی آن در ذهن داستایفسکی شکل گرفته بود. نویسنده در نامه‌ای به آپولون مایکوف در ژانویه ۱۸۶۸ توضیح داد که اندیشه اصلی او «به تصویر کشیدن انسانی کاملا زیبا» است و این کار را یکی از دشوارترین وظایف ادبی می‌دانست. میشکین در نتیجه همین طرح، انسانی است که از ابتدا با روحی سرشار از شفقت و نیکی وارد جهان رمان می‌شود و نویسنده او را در برابر پیچیدگی‌های روانی، اجتماعی و اخلاقی جامعه معاصر روسیه قرار می‌دهد. داستایفسکی به جای آنکه صرفا داستان یک انسان خوب را روایت کند، واکنش جهان پیرامون به چنین انسانی و تاثیر متقابل این دو بر یکدیگر را بررسی می‌کند.
«ابله» در عین حال رمانی درباره ایمان، مسیحیت، رنج، مرگ، آزادی و امکان تحقق خیر در جهان انسانی است. داستایفسکی برخی از تجربه‌های شخصی خود، از جمله تجربه بیماری صرع و خاطره اعدام نمایشی، را نیز در فضای رمان بازتاب داده است. از سوی دیگر، مسئله مرگ و واکنش انسان در برابر آن، در بخش‌هایی از اثر به شکلی مستقیم و تکان‌دهنده مطرح می‌شود. رمان به همین دلیل تنها یک داستان عاشقانه یا اجتماعی نیست، بلکه آزمایشی اخلاقی و روان‌شناختی درباره حدود نیکی و پیامدهای قرار گرفتن یک انسان آرمانی در جهانی غیرآرمانی است.
ساختار «ابله» نیز بخشی از ویژگی منحصربه‌فرد آن است. داستایفسکی هنگام نگارش، به دلیل شیوه‌ای که برای آزمودن ایده مرکزی خود انتخاب کرده بود، همیشه نمی‌دانست شخصیت‌ها در برابر میشکین چگونه واکنش نشان خواهند داد و همین مسئله بر شکل‌گیری پیرنگ و سازمان روایی اثر تاثیر گذاشت. در نتیجه، رمان ساختاری پیچیده و گاه نامنظم دارد و مجموعه‌ای گسترده از گفت‌وگوها، رویارویی‌ها، اعتراف‌ها، بحث‌های فلسفی و صحنه‌های پرتنش را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد. با وجود این بی‌نظمی ظاهری، همین ساختار امکان می‌دهد دیدگاه‌ها و صداهای متفاوت شخصیت‌ها در برابر یکدیگر قرار گیرند و مسائل اخلاقی و فلسفی اثر از خلال رفتار و گفت‌وگوی آنان آشکار شود.
رمان در زمان انتشار با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شد و بعدها به یکی از آثار اصلی داستایفسکی‌پژوهی تبدیل شد. منتقدان و پژوهشگران در دوره‌های مختلف، «ابله» را از منظرهای اخلاقی، دینی، روان‌شناختی، فلسفی و روایی بررسی کرده‌اند. جوزف فرانک، از برجسته‌ترین پژوهشگران زندگی و آثار داستایفسکی، این اثر را «شخصی‌ترین» رمان بزرگ او دانسته است؛ زیرا معتقد است نویسنده در «ابله» صمیمی‌ترین و مقدس‌ترین باورهای خود را به صورت هنری مجسم کرده است. امروزه نیز شاهزاده میشکین یکی از ماندگارترین شخصیت‌های ادبیات جهان به شمار می‌رود و پرسش رمان درباره امکان نیکی در جهانی آکنده از رنج و خودخواهی، همچنان یکی از محورهای اصلی خوانش و تفسیر آن است.
ترجمه فارسی «ابله» در ایران با ترجمه‌های گوناگونی منتشر شده است. ترجمه منتشرشده توسط انتشارات خوارزمی حاصل کار زنده‌یاد مهری آهی است که ترجمه آن را تا بخش‌های پایانی پیش برد، اما پیش از انتشار اثر درگذشت. این ترجمه پس از حدود سی سال توسط ضیاءالدین فروشانی تکمیل، ویرایش و یکدست شد و انتشارات خوارزمی آن را در سال ۱۳۹۵ منتشر کرد.

جوزف فرانک زندگی‌نامه‌نویس داستایوفسکی
«ابله» شاید شخصی‌ترینِ همه آثار بزرگ داستایفسکی باشد؛ کتابی که او در آن صمیمی‌ترین، گرامی‌ترین و مقدس‌ترین باورهای خود را مجسم کرده است. (کتاب Dostoevsky: A Writer in His Time نوشته جوزف فرانک، 2010، صفحه 577)
گری سال مورسون محقق ادبی
«ابله» همه هنجارهای نقد ادبی را زیر پا می‌گذارد و با این‌حال، به‌نحوی شگفت‌انگیز به عظمت واقعی دست می‌یابد. (Morson, Gary Saul (June 2018). "'The Idiot' savant". The New Criterion. 36 (10). )
مارسل پروست نویسنده فرانسوی
اگر از من بپرسید زیباترین رمانی که می‌شناسم کدام است، پاسخ دادن دشوار خواهد بود؛ شاید جای نخست را به «ابله» داستایفسکی بدهم. (What Proust Heard: Novels and the Ethnography of Talk)
فئودور داستایفسکی
نویسندگان
فئودور داستایفسکی

زندگی‌نامه‌ی فئودور داستایفسکی

فئودور میخایلوویچ داستایفسکی (۱۸۲۱-۱۸۸۱) نویسنده و فیلسوف روسی، یکی از بزرگترین نویسندگان ادبیات جهان محسوب می‌شود. او در مسکو متولد شد و از کودکی با مشکلات و سختی‌های زیادی روبه‌رو بود. داستایفسکی تحصیلات خود را در مدرسه نظامی آغاز کرد، اما عشق به ادبیات باعث شد تا از این مسیر فاصله بگیرد و به نویسندگی روی آورد. او با انتشار اولین رمانش «بیچارگان» به سرعت به شهرت رسید و به عنوان یک چهره برجسته در ادبیات روسیه شناخته شد.

زندگی داستایفسکی پر از فراز و نشیب بود؛ از مشکلات مالی تا بیماری‌های جسمی. و در کنار همه این‌ها او به دلیل مشارکت در فعالیت‌های سیاسی و عضویت در گروه‌های روشنفکری به زندان محکوم شد و چندین سال را در تبعید در سیبری گذراند. این تجربه تأثیر زیادی بر آثار او گذاشت.

پس از آزادی از سیبری، داستایفسکی به نویسندگی بازگشت و برخی از بزرگترین آثار خود مانند «جنایت و مکافات»، «برادران کارامازوف»، و «ابله» را نوشت.

او در نهایت در سال ۱۸۸۱ در سن‌پترزبورگ درگذشت، اما میراث ادبی او همچنان به عنوان یکی از گنجینه‌های بی‌بدیل ادبیات جهان باقی مانده است.

درباره‌ی فئودور داستایفسکی

فئودور داستایفسکی یکی از برجسته‌ترین نویسندگان ادبیات روسی و جهان بود که با نوشتن آثاری سترگ، تأثیری ماندگار بر فرهنگ و ادبیات جهانی گذاشت. او به واسطه نگاه عمیقش به پیچیدگی‌های روان‌شناختی و موضوعات فلسفی، به یکی از مهم‌ترین چهره‌های ادبی تبدیل شد. داستایفسکی همواره به سوالات اساسی انسان درباره معنای زندگی، گناه، رستگاری، و اخلاق پرداخته و این مضامین را با دقت در رمان‌های خود منعکس کرده است.

یکی از ویژگی‌های مهم کار داستایفسکی، توانایی او در شخصیت‌پردازی پیچیده و واقع‌گرایانه بود. او شخصیت‌هایی خلق کرده که درگیر تضادهای درونی و سوالات اخلاقی هستند و به‌عنوان نمایندگان ایده‌های فلسفی و اجتماعی به کار می‌روند. در آثاری مانند "جنایت و مکافات"، "برادران کارامازوف"، و "ابله"، داستایفسکی به کاوش در عمق روان انسان پرداخته و مخاطب را به تفکر درباره موضوعات بنیادین بشری واداشته است.

داستایفسکی با آثارش به بررسی عمق روان انسان و تناقضات وجودی پرداخت. او از طریق شخصیت‌های پیچیده و بحران‌های فلسفی، توانست تصویری بی‌نظیر از چالش‌های انسانی در مواجهه با اخلاق، ایمان، و عدالت ارائه دهد.

نثر داستایفسکی علاوه بر پیچیدگی‌های فلسفی و روان‌شناختی، دارای سبکی روان و پرشور است که خواننده را به دنیای تلاطم شخصیت‌هایش می‌برد. او با بهره‌گیری از دیالوگ‌های زنده و گفت‌وگوهای عمیق میان شخصیت‌ها، فضایی ایجاد کرد که در آن سوالات اساسی درباره اخلاق، دین، و معنای زندگی مطرح می‌شود. این ویژگی‌ها باعث شده‌اند تا آثار داستایفسکی همچنان به‌عنوان منابع مهمی در حوزه روان‌شناسی، فلسفه، و ادبیات مورد توجه قرار گیرند.

فئودور داستایفسکی با تعهد به نوشتن، توانست جایگاهی منحصر به فرد در تاریخ ادبیات جهان به‌دست آورد. او با آثاری که به مسائل پیچیده انسانی می‌پردازند، خوانندگان را به تفکر و خودکاوی وادار می‌کند و آثارش به‌عنوان شاهکارهایی جاویدان در ادبیات جهانی باقی مانده‌اند.

مهری آهی
مترجمین
مهری آهی

زندگی‌نامه‌ی مهری آهی

مهری آهی (۱۳۰۰-۱۳۶۶ هجری شمسی) مترجم برجسته، استاد دانشگاه تهران، فعال حقوق زنان و از اعضای شورای کتاب کودک بود. او در تهران به دنیا آمد و پدرش، مجید آهی، دیپلمات و از دولتمردان دوره پهلوی بود. مهری تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در مدرسه فرانسوی ژاندارک گذراند و سپس از دانشسرای عالی و دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در رشته زبان و ادبیات فارسی فارغ‌التحصیل شد.

در سال ۱۳۲۱، پدرش به‌عنوان سفیر ایران در اتحاد جماهیر شوروی منصوب شد و مهری به همراه خانواده به مسکو رفت. او به مدت سه سال در دانشگاه دولتی مسکو به تحصیل زبان و ادبیات روسی پرداخت. پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۲۷، برای ادامه تحصیل به انگلستان و فرانسه رفت و پس از هفت سال موفق به اخذ دکتری در رشته زبان و ادبیات روسی شد.

مهری آهی پس از بازگشت به ایران، به تدریس زبان و ادبیات روسی در دانشگاه تهران پرداخت و هم‌زمان به ترجمه آثار مهم ادبیات روسی مشغول شد. از جمله ترجمه‌های برجسته او می‌توان به «پدران و پسران» اثر ایوان تورگنیف، «جنایت و مکافات» و «ابله» از فئودور داستایفسکی اشاره کرد.

علاوه بر فعالیت‌های ادبی، مهری آهی در حوزه‌های اجتماعی نیز فعال بود. او از اعضای شورای کتاب کودک بود و در سازمان‌های خیریه مانند شیر و خورشید سرخ ایران و سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی فعالیت داشت.

مهری آهی در ۷ اسفند ۱۳۶۶ درگذشت. پس از فوت وی، بابک احمدی در شماره ۲۵ نشریه آدینه درباره‌ی او نوشت: «مهری آهی در ۷ اسفند ۶۶ درگذشت، سه روز بعد بمباران موشکی تهران آغاز شد و در نگرانی‌ها، هراس‌ها و فاجعه‌های آن ایام کسی از مرگ او باخبر نشد. امروز هم که چند ماه از رفتن او می‌گذرد هم‌چنان بسیاری از حادثه بی‌خبرند.»

مهری آهی با ترجمه‌های دقیق و وفادار به متن اصلی، نقش مهمی در معرفی ادبیات روسی به فارسی‌زبانان ایفا کرد و آثار او همچنان مورد توجه علاقه‌مندان به ادبیات قرار دارد.

درباره مهری آهی

مهری آهی یکی از مترجمان برجسته ادبیات روسی به فارسی است که آثار مهم و تاثیرگذاری را در کارنامه ترجمه خود دارد. او با وفاداری به متن‌های اصلی و توجه ویژه به جزئیات، نقش مهمی در معرفی شاهکارهای ادبیات روسیه به جامعه فارسی‌زبان ایفا کرده است. مهری آهی علاوه بر ترجمه آثار داستانی و ادبی، تمرکز خاصی بر آثار فلسفی و پیچیده‌ای داشت که نیازمند حساسیت و دقت بالا در ترجمه بودند.

یکی از ویژگی‌های مهم کار مهری آهی، دقت و وسواس او در انتخاب آثار برای ترجمه بود. او پیش از ترجمه هر اثر، مطالعات دقیقی انجام می‌داد تا بتواند مقدمه‌ای جامع و دقیق درباره نویسنده و زمانه او بنویسد و مخاطب را با فضای داستان آشنا کند. این مقدمه‌ها در بسیاری از آثار ترجمه‌شده او، مانند "جنایت و مکافات" و "ابله" داستایفسکی، به خوبی قابل مشاهده است و به خواننده کمک می‌کند تا درک عمیق‌تری از بستر فرهنگی و فکری اثر به‌دست آورد.

مهری آهی در ترجمه‌های خود، به‌ویژه آثار داستایفسکی، تلاش می‌کرد تا پیچیدگی‌های روانی و فلسفی شخصیت‌ها را به زبان فارسی منتقل کند. او بر این باور بود که وفاداری به متن اصلی تنها در حفظ واژگان نیست، بلکه در انتقال روح نویسنده و حس و حال اثر نهفته است. این حساسیت در ترجمه‌های او باعث شده است که آثارش همچنان به‌عنوان منابع معتبر و دقیق برای مطالعه ادبیات روسی باقی بمانند.

نثر روان و وفاداری به متن اصلی در عین توانایی در حفظ لحن و سبک نویسنده از ویژگی‌های برجسته آثار مهری آهی است. او با مهارتی خاص، توانست ظرافت‌های نثر نویسندگان روسی را به فارسی منتقل کند و آثارشان را برای مخاطبان فارسی‌زبان قابل فهم و دلنشین سازد. هرچند مهری آهی جوایز رسمی برای ترجمه‌های خود دریافت نکرد، اما ترجمه‌های او به دلیل کیفیت و دقت بالا، مورد تحسین قرار گرفته‌اند و همچنان به‌عنوان آثاری ارزشمند در حوزه ترجمه ادبیات روسی شناخته می‌شوند. مهری آهی با تعهد و عشق به کار خود، جایگاه ویژه‌ای در تاریخ ترجمه ایران دارد.

فئودور داستایفسکی
فئودور داستایفسکی
نویسنده
داستایفسکی در شکل‌گیری رمان «ابله» در پی آفرینش قهرمانی بود که از نظر روحی و معنوی، انسانی زیبا، نیک‌سیرت و مثبت باشد. مهری آهی در دیباچه کتاب، با استناد به نامه‌های داستایفسکی، نشان می‌دهد که نویسنده این اندیشه را یکی از دشوارترین موضوعاتی می‌دانست که می‌توانست به سراغ آن برود؛ زیرا بیم داشت تصویر انسانی چنین نیک و کامل، از حقیقت زندگی دور و غیرواقعی جلوه کند. داستایفسکی حتی در نامه‌ای به مایکف از علاقه شدید خود به این اندیشه و دشواری تبدیل کردن آن به یک داستان سخن می‌گوید و قهرمان اصلی را محور تمام طرح و اندیشه رمان می‌داند. در نگاه داستایفسکی، «ابله» تنها روایتی درباره فساد اجتماعی و اخلاقی نیست؛ بلکه تلاشی است برای آزمودن امکان حضور یک انسان پاک و معنوی در جهانی که حرص، خودخواهی، جاه‌طلبی، بی‌ایمانی و میل به ثروت و قدرت در آن ریشه دوانده است. در دیباچه، این اثر در مقایسه با «جنایت و مکافات» قرار می‌گیرد: اگر در آن رمان مسئله احقاق حق و غلبه جنبه اخلاقی برجسته است، در «ابله» داستایفسکی گامی فراتر می‌رود و بر زیبایی، محبت، همدلی و معنویتی تاکید می‌کند که می‌تواند در برابر تباهی جهان قرار گیرد. از این منظر، نیکی در نظر او تنها با اجرای عدالت تحقق نمی‌یابد، بلکه نیازمند محبت و همدردی با انسان‌هاست. داستایفسکی برای رسیدن به این مقصود، در نهایت شاهزاده میشکین را نه به صورت یک قدیس کامل و انتزاعی، بلکه به شکل انسانی واقعی، بیمار، کودک‌صفت، صادق و بی‌غل‌وغش آفرید. مهری آهی توضیح می‌دهد که تصویر اولیه «قهرمان مثبت و از هر جهت زیبا» در جریان نگارش دستخوش تحول شد و داستایفسکی سرانجام از آفرینش مستقیم چهره‌ای همچون عیسی مسیح یا یک قدیس به عنوان قهرمان اصلی منصرف شد. میشکین، با وجود سادگی و بیماری صرع، انسانی است که در میان خودخواهی و تاریکی اطرافیان، پاکی و قدرت معنوی خود را حفظ می‌کند و همین تفاوت سبب می‌شود دیگران او را «ابله» بپندارند. داستایفسکی در جریان نگارش «ابله» با دشواری فراوان کار کرد؛ طرح‌های متعدد می‌ریخت، آنها را کنار می‌گذاشت و دوباره از نو آغاز می‌کرد. حتی پس از پایان رمان، از نتیجه کار کاملا رضایت نداشت و معتقد بود تنها بخش کوچکی از آنچه را که می‌خواسته بیان کند، توانسته است به زبان داستان درآورد. با این همه، همچنان به اندیشه اصلی اثر دلبستگی داشت. این نارضایتی، در کنار سخنان او درباره دشواری آفرینش قهرمان مثبت، نشان می‌دهد که «ابله» برای داستایفسکی صرفا یک داستان نبود، بلکه تجربه‌ای دشوار برای آزمودن امکان آفرینش انسانی بود که در برابر فساد و تاریکی جهان، زیبایی و معنویت را نمایندگی کند.

مهری آهی
مهری آهی
مترجم
مهری آهی در دیباچه «ابله» تنها به معرفی داستان بسنده نمی‌کند، بلکه با نگاهی تحلیلی به سراغ انگیزه‌های فکری و هنری داستایفسکی می‌رود و تلاش می‌کند خواننده را برای درک لایه‌های پیچیده رمان آماده کند. او تصریح می‌کند که اهمیت «ابله» تنها در افشای فساد جامعه پترزبورگ قرن نوزدهم خلاصه نمی‌شود و این اثر، از نظر روان‌شناختی و فلسفی نیز دارای جنبه‌های گسترده‌ای است. از نظر او، پرداخت استادانه صحنه‌ها و شخصیت‌ها یکی از دلایل ماندگاری و محبوبیت این رمان است و اشاره به جنبه‌های رمزی آن می‌تواند به درک بهتر خواننده از ساختار پیچیده اثر کمک کند. آهی در تحلیل خود، «ابله» را اثری می‌داند که باید هم‌زمان از دو منظر اجتماعی ـ تاریخی و عرفانی ـ مکاشفه‌ای خوانده شود. به باور او، داستایفسکی از یک سو واقعیات اجتماعی و تاریخی زمانه خود، از جمله قدرت پول، کامجویی، بی‌ایمانی و زوال اخلاقی را در رمان بازتاب می‌دهد و از سوی دیگر، همین واقعیت‌ها را در قالب نمادها، تضادها و شخصیت‌های پیچیده به سطحی فراتر از گزارش اجتماعی ارتقا می‌دهد. از این رو، رمان برای آهی هم تصویری از جامعه عصر نویسنده است و هم اثری درباره ایمان، سقوط، رستگاری و معنای وجود انسان. یکی از محورهای اصلی خوانش آهی، مسئله «تضاد» در ساختار هنری رمان است. او نشان می‌دهد که داستایفسکی شخصیت‌ها را در برابر یکدیگر قرار می‌دهد تا از طریق این تقابل، وجوه پنهان شخصیت و جامعه آشکار شود. میشکین و راگوژین نمونه برجسته این روش‌اند؛ یکی سوی روشن و معنوی وجود انسان را نمایندگی می‌کند و دیگری سوی تاریک و گناه‌آلود آن را. همین تضاد در درون خود میشکین نیز دیده می‌شود؛ شخصیتی که در او امید و ناامیدی، ایمان و شک، شادی و اندوه همواره در کشمکش‌اند. از نظر آهی، همین سایه‌روشن‌هاست که به شخصیت‌های «ابله» عمق و پیچیدگی می‌بخشد. آهی در پایان دیباچه، جایگاه «ابله» را فراتر از یک رمان اجتماعی یا فلسفی صرف می‌بیند. در نگاه او، عظمت داستایفسکی در توانایی خلق جهانی تازه و انتقال خواننده به سطحی دیگر از هستی و ادراک است؛ جهانی که در آن معیارها، ترس‌ها و آرزوهای معمول معنای پیشین خود را از دست می‌دهند و در نوری تازه دیده می‌شوند. او همین ویژگی را از مشخصه‌های اساسی «ابله» می‌داند و با نقل دیدگاه منتقدان و نویسندگان معاصر و پس از داستایفسکی، نشان می‌دهد که ارزش این اثر را باید در پیوند میان هنر داستان‌پردازی، ژرفای روان‌شناختی، معنویت و آفرینش جهانی تازه جست‌وجو کرد.

نقل‌قول از کتاب

من به حدی به این امر معتقدم که اینک صاف و پوست کنده آن را به شما میگویم: «اعدام به خاطر جنایت مجازاتی است بمراتب بزرگتر و وحشتناک‌تر از خود جنایت»


کتاب ابله – صفحه 58

راستش را بخواهید من همیشه خوب هستم و این تنها عیب من است؛ زیرا نباید همیشه خوب بود. غالباً از دست دخترهایم و مخصوصاً از ایوان فیودورویچ، عصبانی می‌شوم. اما عیبش این است که هر وقت عصبانی می‌شوم از همیشه مهربان‌تر می‌شوم.


کتاب ابله – صفحه 115

تصور میکنم که او مرا نیز دوست دارد؛ البته به سبک خودش یعنی به مصداق مثلی که می‌گوید: «هر که را دوست داری او را مجازات کن» ممکن است او در تمام مدت عمر مرا چون سربازی چوبی و بی اهمیت به حساب آورد (شاید هم به چنین چیزی احتیاج داشته باشد). با این همه به شیوه خاص خود مرا دوست خواهد داشت.


کتاب ابله – صفحه 233

کتاب‌های نویسنده

ابله

۲,۵۰۰,۰۰۰ تومان

جنایت و مکافات

۲,۴۰۰,۰۰۰ تومان

کتاب‌های مترجم

ابله

۲,۵۰۰,۰۰۰ تومان

جنایت و مکافات

۲,۴۰۰,۰۰۰ تومان