آخرین نامه های محکومان به مرگ
پیرو مالوتسی
نام مترجم هوشنگ وزیریدرباره کتاب
کتاب «آخرین نامه های محکومان به مرگ» نخستین بار در اوایل دهه 1950 منتشر شد؛ حاصل کار دو پژوهشگر و فعال مقاومت ایتالیایی، پیرو مالوتسی و جووانی پیرلی. آنها پس از پایان جنگ جهانی دوم، با رجوع به انجمن های پارتیزانی، آرشیوهای قضایی و نظامی، خانواده ها و بازماندگان، مجموعه ای از نامه هایی را گردآوری کردند که مردان و زنان سراسر اروپا در آخرین ساعات پیش از اعدام نوشته اند؛ انسان هایی متفاوت از نظر سن، طبقه، فرهنگ و باور، که یک پیکار و یک مرگ آنان را به یکدیگر پیوند داده است. گردآورندگان بارها تاکید کرده اند که این کتاب را نباید صرفا یک اثر ادبی دانست، بلکه باید آن را «شهادت نامه ای تاریخی» برای حفظ حافظه جمعی اروپا در برابر فراموشی و تحریف تاریخ خواند.
از همین رو در تدوین اثر، بر حفظ لحن و ساختار اصلی نامه ها، حذف حاشیه های تکراری و ارائه تصویری هرچه چندجانبه تر از نهضت مقاومت از نظر اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و نسلی تاکید شده است. این نامه ها بر اساس جغرافیای مبارزه و تاریخ اعدام مرتب شده اند تا شبکه ای از تجربه مقاومت را فراتر از مرزهای ملی نشان دهند.
در پیشگفتار کتاب، توماس مان این نامه ها را به منزله «صدای وجدان اروپا» می خواند. او با اشاره به داستان «خدایی و انسانی» تولستوی، بر این نکته مکث می کند که درونیات محکومان واقعی در آستانه مرگ، چقدر با آنچه ادبیات بزرگ پیش تر درباره مرگ و رستگاری انسانی گفته بود، هم خوان است. از نظر مان، این نامه ها فقط اسناد سیاسی نیستند؛ لحظاتی هستند که در آنها سرشت انسانی و تقدیر الهی در اوج آگاهی از مرگ به هم می رسند و همین پیوند است که به متن ها بعدی فراتر از واقعه تاریخی می دهد. او یادآور می شود که انسان شعر را تحسین می کند، زیرا چون حقیقت زندگی سخن می گوید؛ و این نامه ها، در نهایت ایجاز و سادگی، همان حقیقت زندگی را بدون آرایش ادبی و در لحظه مواجهه با نیستی بیان می کنند.
نسخه فارسی این کتاب با ترجمه هوشنگ وزیری منتشر شده است. مترجم در یادداشت خود بر دقت در برگردان متن و حفظ ساختمان اصلی نامه ها تاکید می کند و توضیح می دهد که تنها برخی جزئیات برای روان تر شدن متن کوتاه یا حذف شده اند. وزیری همچنین روایت می کند که این کتاب حدود ده سال پیش (پیش از چاپ اول در سال 1350) ترجمه شده بود، اما دستگاه سانسور وقت آن را «بسیار تحریک آمیز» شمرده و همه پنج هزار نسخه نخستین را از چاپخانه برده و خمیر کرده است. انتشار دوباره کتاب، پس از این توقیف طولانی، خود بخشی از تاریخ اجتماعی اثر است: متنی که هم در اروپا و هم در ایران، با موانع سیاسی و سانسوری روبه رو شده، اما به عنوان سندی از کرامت انسانی و مقاومت در آستانه مرگ، دوباره به گردش عمومی بازگشته است.
در مجموع، «آخرین نامه های محکومان به مرگ» بیش از آن که تنها مجموعه ای تاثربرانگیز از نامه ها باشد، ترکیبی است از درام انسانی، حافظه تاریخی و تاملات اخلاقی؛ جایی که صدای جوانی بلژیکی که «تیرباران شدن را به خیانت ترجیح داد» در کنار نجواهای فرزندان بی نام و زنان ناشناس، تصویری از مقاومت اروپا در برابر فاشیسم می سازد؛ تصویری که در خوانش توماس مان و در روش شناسی مالوتسی و پیرلی، از سطح روایت های فردی فراتر می رود و به وجدان جمعی یک دوره تاریک تاریخ بدل می شود.
بریده خواندنی
«متأسفانه چیز زیادی از خود برجا نمیگذارم. میبینی مادرم که چقدر دوستت دارم و از تو میخواهم که تمام عشق مادریت را صرف کلود بکنی. اعتقاد من این است که پس از جنگ، زندگانی فرخنده ای آغاز خواهد شد. از شما، از همه شما، خواهش من این است که از آن لذت ببرید. برای من تسلی بزرگی هم هست: هیچ رفیقی از پی من به زندان نیفتاد. این به من نیروی زیادی میدهد. از تو خواهش میکنم یکی از همزندانهای سابق مرا با خبر کنی، آنتوانت دلمازیر از کوریر یا هننلیهتار درست نمیدانم، اما به هر دو این محلها بنویس و نامه حتماً به دستش می رسد. او از من به تو حکایت خواهد کرد. او به من خیلی مهربان بود. به او بگو که تا آخرین دم به یادش بوده ام. همزندانهای سابق من حتماً خواهند آمد و سراغ مرا خواهند گرفت. به آنان بگو که من با آرامش به استقبال سرنوشت خویش رفتم و خود را شایسته نشان دادم. من تا واپسین دم اعتقادات خود را حفظ کرده ام. من هیچ وقت خدا را باور نداشتهام. امروز چه روز گرم و زیبایی است و این برای من مظهر سرخی شفقی است که رو نمودنش را می بینم. آن فرصت را از دست ندهید. زندان مرا اخلاقاً عوض نکرده است مرا بهتر کرده است. و اينك به تو بدرود میگویم مادرم به تو و همه کسانی که مرا دوست داشته اند. يك بار دیگر جسارت تو را ترک می گویم، افسوس، برای همیشه.
هوشنگ وزیری
مترجمین
زندگینامه هوشنگ وزیری
هوشنگ وزیری در ۲۸ بهمن ۱۳۰۹ در شهر ساری به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی خود را در زادگاهش و دوره متوسطه را در دارالفنون تهران به پایان رساند. او سپس برای ادامه تحصیل به آلمان رفت و در رشتههای علوم سیاسی و جامعهشناسی تا مقطع دکترا تحصیل کرد. در دوران نوجوانی، وزیری به سازمان جوانان حزب توده ایران پیوست، اما پس از مدتی به جنبش مصدقیها گرایش پیدا کرد. وی یکی از اعضای اولیه کانون نویسندگان ایران بود، اما بعدها از آن کنارهگیری کرد و تا پایان عمر به هیچ حزب یا سازمان سیاسی وابسته نشد.
فعالیت روزنامهنگاری هوشنگ وزیری از مجله «فردوسی» آغاز شد، جایی که او توانست قلم خود را بهعنوان یک نویسنده برجسته تثبیت کند. پس از آن، به تحریریه روزنامه «آیندگان» پیوست و ابتدا بهعنوان سردبیر بخش ادبی و بعد، به سمت سردبیر کل این روزنامه منصوب شد و تا زمان تعطیلی آن پس از انقلاب ۱۳۵۷ در این سمت باقی ماند.
وزیری در سال ۱۳۶۳ به پاریس مهاجرت کرد. از سال ۱۳۶۵ تا پایان عمر، سردبیری روزنامه «کیهان لندن» را بر عهده داشت و در این مدت به معرفی و تحلیل مسائل روز ایران و جهان پرداخت. وی همچنین با ترجمه آثار مهمی در حوزههای فلسفه، جامعهشناسی و سیاست، نقش مهمی در انتقال دانش به جامعه فارسیزبان ایفا کرد. هوشنگ وزیری در ۱۳ آبان ۱۳۸۲ در پاریس درگذشت و در آرامستان مونپارناس به خاک سپرده شد.
درباره هوشنگ وزیری
هوشنگ وزیری، مترجم، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، یکی از چهرههای برجستهای است که نقش مهمی در شکلگیری روزنامهنگاری مدرن در ایران ایفا کرد. وی با دیدگاههای لیبرال دموکرات و استقلال فکری خود، به یکی از شخصیتهای تأثیرگذار در عرصه فرهنگی و مطبوعاتی ایران تبدیل شد. او غیر از دورهای کوتاه در نوجوانی، به هیچ حزب یا سازمان سیاسی وابسته نبود، اما در آثار و نوشتههای خود، همواره بر ارزشهای آزادی، عدالت و استقلال فردی تأکید میکرد.
بهعنوان مترجم، هوشنگ وزیری به جامعه فارسیزبان کمک کرد تا با آثار برجستهی فلسفی و سیاسی جهان آشنا شوند. ترجمه کتاب «زندگی من» اثر لئون تروتسکی، یکی از مهمترین آثار اوست که بهعنوان مرجعی ارزشمند در حوزه تاریخ و سیاست شناخته میشود. دیگر ترجمههای وزیری شامل «محکومان به مرگ»، «چرخش یک ایدئولوژی» و «یادداشتهای روزانه» هستند.
در مقام روزنامهنگار، وزیری توانست روزنامهنگاری را از قالب سنتی خود خارج کرده و به سمت تحلیلهای عمیقتر و حرفهایتر سوق دهد. او در روزنامه «آیندگان» و سپس «کیهان لندن» با روش تحلیلی و حرفهای خود تأثیرات بزرگی بر خوانندگان گذاشت. به گفته داریوش همایون، هوشنگ وزیری از نسل روزنامهنگارانی بود که روزنامهنگاری امروزی را به ایران آورد.
وزیری با تسلط بر زبانهای آلمانی، فرانسوی و انگلیسی، توانست آثار ترجمهشده خود را با دقت و کیفیت بالا ارائه دهد. دیدگاههای فرهنگی و سیاسی او بر بسیاری از فعالان حوزه رسانه تأثیر گذاشت و نقش او در تاریخ روزنامهنگاری ایران ماندگار است.
او تا پایان عمر به اصول حرفهای و اخلاقی خود پایبند بود و فعالیتهایش در راستای گسترش دانش و آگاهی در جامعه انجام گرفت. هوشنگ وزیری همچنان بهعنوان الگویی برای نسلهای جدید روزنامهنگاران و مترجمان ایرانی باقی مانده است.





