مرحوم مهدوی ۱۰ سال فقط برای یک مقدمه زحمت کشید

| چهارشنبه 28 مرداد 1405

علی بهرامیان گفت: از مرحوم زریاب، شنیده بودم که آقای دکتر مهدوی نه فقط برای تصحیح، بلکه صرفاً برای مقدمه، ده سال زحمت کشیده بود. ایشان به سیره‌نویسی پرداخت و به نظر من، واقعاً اثری بی‌نظیر پدید آورد که نشان از همت عالی ایشان دارد.

نشست بررسی کتاب سیرت رسول الله اثر رفیع الدین اسحق بن محمد همدانی با مقدمه و تصحیح اصغر مهدوی که به تازگی از سوی انتشارات خوارزمی منتشر شده است با حضور علی بهرامیان عضو شورای عالی علمی دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و پژوهشگر تاریخ صدر اسلام برگزار شد.

بهرامیان گفت: دکتر مهدوی در مقدمه‌ای حدوداً سیصدصفحه‌ای به بررسی این کتاب پرداخته است و این مقدمه، همچنان پس از نزدیک به پنجاه سال از انتشار کتاب، از بهترین و ارزشمندترین آثار فارسی در این حوزه به‌شمار می‌آید. حتی مقدمه‌ای که بر خلاصه‌ای از این کتاب با عنوان «خلاصه سیرت رسول‌الله» نگاشته شده، نیز حائز ارزش بسیار است و نشان از استمرار رویکرد ایشان دارد. تمامی آنچه از دوره اسلامی -اعم از مباحث مربوط به پیامبر اسلام یا یکی دو قرن نخستین- در دست داریم، به‌طور کلی از سه مرحله عبور کرده است: مرحله نخست، شفاهی؛ مرحله دوم، کتبی؛ و مرحله سوم، تدوین. یعنی هر آنچه در موضوعات گوناگون از جمله تفسیر قرآن، قرائت قرآن، تاریخ، حدیث، فقه و دیگر حوزه‌های علمی مرتبط که گاه با یکدیگر هم‌پوشانی نیز دارند، همه و همه از این سه مرحله گذر کرده‌اند. بدین معنا که ابتدا مرحله‌ای شفاهی وجود داشته و علما به‌صورت سینه‌به‌سینه مطالب را منتقل می‌کرده‌اند، سپس با رواج کتابت و افزایش وسایل آن، مطالب به‌صورت کتبی درآمده و پس از آن، مرحله تدوین فرا رسیده است؛ یعنی گردآوری مجموعه آنچه به‌صورت شفاهی و کتبی وجود داشته، در قالب‌های موضوعی، اعم از کوچک و بزرگ. یکی از مهم‌ترین بخش‌های مربوط به این مراحل، آن چیزی است که در تمدن اسلامی از آن با عنوان «سیرت‌النبی» یاد می‌شود؛ یعنی مجموعه اقوال و احوال پیامبر اسلام(ص) در طول بیست‌وسه سال نبوت و نیز بخش‌هایی که به دوران پیش از اسلام، دوران بعثت، و نیز اجداد و نیاکان ایشان مربوط می‌شود. همه این روایت‌ها در ابتدا به‌صورت شفاهی نقل شده‌اند؛ از صحابه یعنی کسانی که پیامبر را از نزدیک دیده بودند -حتی اگر تنها یک لحظه یا چند دقیقه بوده باشد و سنّشان نیز کم بوده- و نیز از تابعین یعنی کسانی که پیامبر را درک نکرده، ولی صحابه را درک کرده بودند.