دیدار دوستداران کتاب و فرهنگ با نعمتالله فاضلی از سلسله دیدارهای نویسندگان و خوانندگان از سوی مجله سیاستنامه عصر یکشنبه 20 اردیبهشت در محل کتابفروشی خوارزمی برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی انتشارات خوارزمی، این نشست در محل کتابفروشی خوارزمی واقع در خیابان انقلاب برگزار شد و با استقبال مخاطبان همراه بود. این سلسله نشست که هدف آن افزایش ارتباط مخاطبان و نویسندگان در محل کتابفروشیهاست در این برهه با موضوع جنگ از منظر کتابها برگزار میشود. موضوع صحبت نعمتالله فاضلی هم کتابخوانی در جنگ بود.
فاضلی در ابتدای صحبتهایش با مثالی تاریخی به شرح تاثیر روایتها در جنگها پرداخت. او گفت: روایتهای تاریخنگاران از حمله مغول تصویر وحشتناکی از آنها درست میکرد، از طرفی باسوادان مالکان، خوانین و افراد مهم بودند که روایتها را میخواندند، وحشت میکردند و دیگران هم راحتتر تسلیم میشدند. برای همین جانشینان چنگیز در ایران و چین هم تشویق میکردند نوشتن همین روایتهای زشت و ترسناک ادامه پیدا کند. چون این روایتها رعب و وحشت ایجاد میکند و دشمنان آنها را میترساند. پس دشمنان بدون اینکه زحمت حمله به خود بدهند، تسلیم میشدند.
او در ادامه با اشاره به شباهت روایتسازی مغولان و آمریکاییها توضیح داد: به نظرم کتاب منعکس کننده بخشی از سازوکار جنگها از گذشتههای دور تا به امروز بوده است، از دوره اسکندر تا به امروز. هرچند امروز جنگ را با موشک و تانکهای پیشرفته میشناسیم، اما متوجه نیستیم مهمتر از موشک و بمباران، روایتهای شبیه ابن اثیر است! برخی امروز با روایتی که خلق میکنند بر وحشت یا ترس از جبهه مقابل میافزایند یا دیگران را گمراه میکنند. نه تنها مردم دنیا بلکه برخی از مردم ایران هم تصور میکردند اگر آمریکا به ایران حمله کند، محشر به پا خواهد شد و ایران اگر نه در ۲۴ ساعت در همان سه چهار روزه نخست جنگ (به گمان ترامپ) کن فیکون میشود. اما چهار روز و گذشت و ایران کن فیکون نشد. خیلیها بیش از ترامپ در فکر بودند که ایران چه میشود؟

فاضلی با بیان نکاتی از کتاب «شهر از نو» گفت: برای ساخت ایران بعد از جنگ چه باید کرد؟ در این زمینه کتاب «شهر از نو» تالیف مشترک لارنس جی. وِیل و توماس جی. کامپانلا ترجمه نوید پورمحمدرضا در نشر اطراف منتشر شده، یکی از شاهکارهای جالب است که امروز ایرانیان باید آن را بخوانند. در این کتاب روایتهایی است درباره شهرهای بزرگی که در جنگ نابود شدند، مثل برلین، ورشو که در جنگ جهانی دوم یا در زلزله ویران شدند یا در آتشسوزی آسیب جدی دیدند، مثل شیکاگو در ۱۹۸۰ که ۸۰ درصد آن از بین رفت، بحث شود که چطور آنها را ساختند؟ به طوری که ۱۰ سال بعد لسآنجلس، شیکاگو و برلین بهتر از قبل شد. نکته جالب این است که مولفان کتاب میگویند در ساختن این شهرها نکته شگرفی وجود داشت که در آن موقع نه پول بود نه تکنولوژی بلکه تخیل روایی بود؛ قصهای که از هر شهر خلق شد و تک تک آن روایتها را ثبت کردند. مثلا درباره برلین چه قصهای روایت شد که همه مردم دوباره جمع شدند و شروع به ساختن شهر خودشان کردند.
این پژوهشگر اظهار کرد: چگونه خواندن، نوشتن و روایت بیشتر از پول و تکنولوژی میتواند به ساخته شدن یک کشور کمک کند. خیلی ساده است هر انسان با خودش جهانی دارد که اگر آن جهان را با کمک روایت بسیج کنید، در آن خلاقیت، تعامل و همکاری و امید وجود دارد. امید یک کلمه واهی و میان تهی نیست. بنابراین روایت جرقهای است که میتواند ما را مشتعل کند. به طوری که ما همه آتشفشانهایی از خلاقیت، تعامل، ارتباط و همکاری هستیم، به نوعی آتشفشانی از انواع سرمایههای اجتماعی هستیم؛ حتی افرادی که پول و سرمایه ندارند که اگر این آتشفشانها با روایتی سرباز کند، دنیا را نورانی میکند.
فاضلی با بیان اینکه از جنگها باید برای خلق روایت صلح استفاده کنیم و از جنگ پیشگیری کنیم ادامه داد: یکی از کارهایی که خواندن میکند، سرعتگیر جنگهاست. نمیتوانیم با فانتری بگوییم میتوان جلوی برخی جنگها را گرفت، به طوری که در ایران ما به طور تقریبی هر پنج سال و نیم یک بار، جنگی صورت گرفته است، بقیه کشورها هم اگر حالشان بدتر از ما نباشد، بهتر نیست. پس جنگ وجود دارد، همانطوری که وبا، حصبه و آنفلونزا هست. به همین دلیل خوب است که کتابنویسان، کتابخوانان و اهالی روایت خیلی به این نکته توجه کنند که خواندن و نوشتن دروازههای روایت است و آنها ذهنشان را به سمت صلح سوق دهند. به ویژه مادران به سمت اهلی کردن مردان بروند. این نکته از کتاب «تکامل زنان» نوشته اولین رید و کار دشواری است. او شرح میدهد که چرا باید مردانشان را اهلی کنند؟ چون باید از نوزادشان مراقبت کنند که در جنگ کشته نشود. لذا این مراقبت زنانه مانع از جنگافروزی آنهاست.
فاضلی صحبتهای خود را اینگونه به پایان برد: خواندن، نوشتن و کتاب راهبرد اهلی کردن آدمهاست. به طوری که با میتوانند با خواندن کتاب از سوی سیاستمداران و نظامیان جلو جنگ را بگیرند یا سرعت آن را کم یا فاصله میان جنگها را بیشتر کنند. بنابراین خواندن سرعتگیر جنگهاست و نوشتن هم همینطور. هر چه قدر سرعتگیر بهتر و برجستهتر کار کند، جنگها کندتر خواهند شد.


